ایران سرزمینی است با تاریخ و فرهنگی که به هزاران سال پیش بازمیگردد. این سرزمین که در جنوب غربی آسیا قرار دارد، یکی از کهنترین تمدنهای جهان را در خود جای داده و از دوران باستان تا به امروز تأثیر عمیقی بر فرهنگ، هنر، ادبیات، علم، و فلسفه و جهان داشته است. عرصهی سیاست و اندیشه سیاسی در ایران همواره متاثر از عواملی بوده است. برخی از این عوامل به شرح ذیل میباشد
تکثر فرهنگی
اگرچه تمدن ایران مجموعهای منسجم و یکتا تلقی میشود اما مهمترین خصوصیت این تمدن تکثر فرهنگی آن است. در سرزمین ایران قومیتهای متکثری یافت میشود که هر کدام زبان و آداب و رسوم و دین مخصوص خود را دارند. این تکثر یکی از عوامل اصلی سیاست و شیوهی حکمرانی در ایران بوده است.
سرزمین شاهان
ایران مهد حکومت شاهان است. اگرچه حکومت محدود شاهان در نواحی مختلف سرزمین ایران قدمتی چند هزار ساله دارد اما کورش نخستین پادشاهی است که توانست حکومت نسبتا متمرکزی را در حدود 2500 سال پیش با حفظ تکثر فرهنگی در سراسر این سرزمین برپا دارد. از آن زمان تمدنهای دیگر از جمله یونان و روم، ایران را سرزمین شاهان میشناختند.
در طول تاریخ، شاهان بر سرزمین ایران تلاش کردهاند به واسطهی پیوند با یک دین موازین انتظامی را بر این سرزمین جاری کنند. موبدان زرتشت در دوران ایران باستان و همچنین فقهای سنی در دوره میانه، تا حدودی در دستگاه حکمرانی رفت و آمد داشتند. اما در دوران صفویه (دوران آغاز جدید یکپارچگی سرزمینی و حکومت متمرکز در ایران) فقهای مذهب شیعه به جایگاه بسیار مهمی در عرصهی حکومت دست یافتند. از همین روی میتوان حکومت در ایران را از دورهی صفویه امری مشترک میان شاه و فقیه محسوب کرد.
اندیشه سیاسی در ایران
ایران همچون تمامی تمدنهای کهنسال انسانی دارای مجموعهای از تقریرات و تلاشهای فکری معطوف به سیاست است. نحلههای مختلف اندیشهی سیاسی در ایران شامل فقه، فلسفه و سیاستنامه نویسی می شود. فقه سیاسی محصول منادیان مذهبی و فقهایی است که همواره تلاش کردهاند تا امور روزمره سیاسی را منطبق بر آیات کتب مذهبی و احادیث پیامبر و روایات ائمه نمایند. فلسفه سیاسی محصول فیلسوفانی است که اگرچه متاثر از فلسفه یونان باستان میباشند اما به طور واضح در بستر کلام اسلامی عمل کرده اند. مهمترین نحلهی اندیشهی سیاسی در ایران که خاص این سرزمین است سیاست نامه نویسی میباشد. سیاست نامه نویسی نحلهای از اندیشه سیاسی است که مخاطب آن عمدتا شاهان و درباریان میباشد. توجیه و مشروعیت بخشی به حکومت مستقر، تلاش برای نظم بخشی به عملکرد حکومت طبق یک اصول مشخص، توصیههای گوناگون در راستای افزایش قدرت حکومت از جمله موضوعاتی است که در سیاست نامهها دیده میشود.
دو انقلاب در عصر جدید
ایران دو انقلاب بنیادین را در دورهی معاصر تجربه کرده است. اولین انقلاب سال 1906 است. انقلاب مشروطیت برای اولین بار مفهوم قانون به معنای امروزی آن را وارد عرصهی حکمرانی نمود و نمایندگان مردم را رکنی از ارکان حکومت معرفی کرد و عرصهی حکمرانی با اختیارات نه چندان برابر میان سه رکن تقسیم گردید: شاه، فقیه، مردم.
دومین انقلاب به سال 1979 باز میگردد. انقلاب اسلامی جنبشی اجتماعی و سیاسی چند وجهی بود. از سویی گروههای چپ گرا به دنبال انقلاب سوسیالیستی بودند و از سوی دیگر منادیان سنت در ایران، از مدرنیزاسیون حکومت پهلوی در ایران به خشم آمده بودند. این انقلاب ائتلاف مردم با فقیه بر علیه شاه بود اما پس از سرنگونی شاه آخوندها با سرکوب و کشتار بی سابقه مردم را نیز از عرصهی حکومت بیرون راندند و حکومت مذهبی انحصاری را در ایران به وجود آوردند.