اندیشه سیاسی سید قطب

0
Sayyid Qutb's Political Thought
Sayyid Qutb's Political Thought

اندیشه سیاسی سید قطب: مفاهیم تمدن، حاکمیت، جاهلیت، جهاد و تکفیر

سید قطب، یکی از تأثیرگذارترین نظریه‌پردازان اسلام‌گرایی معاصر، با ارائه اندیشه‌های سیاسی خود، نقشی کلیدی در شکل‌گیری جریان‌های مختلف اسلام‌گرا ایفا کرد. اندیشه‌های او که عمدتاً در کتاب‌هایش همچون “فی ظلال القرآن” و “معالم فی الطریق” بازتاب یافته‌اند، تأکیدی بر بازگشت به اصول اصیل اسلام به‌عنوان راهکاری برای حل بحران‌های دنیای معاصر دارند. در این مقاله به بررسی پنج مفهوم اساسی در اندیشه سیاسی سید قطب یعنی تمدن، حاکمیت، جاهلیت، جهاد و تکفیر پرداخته می‌شود.

تمدن در اندیشه سید قطب

سید قطب تمدن غربی را به‌شدت نقد می‌کند و آن را تمدنی مادی می‌داند که از ارزش‌های الهی فاصله گرفته است. او معتقد است که تمدن غرب، علی‌رغم پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیکی، دچار خلأ اخلاقی و معنوی است که نتیجه عدم ارتباط با خداوند و آموزه‌های اسلامی است. از نگاه او، تمدن حقیقی تنها در چارچوب آموزه‌های اسلامی قابل تحقق است؛ تمدنی که عدالت، اخلاق و ارتباط معنوی با خداوند در آن محوریت دارد.

از نظر سید قطب، جامعه‌ی اسلامی جامعه‌ی متمدن است و به کار بردن کلمه‌ی متمدن برای آن بیهوده است و چیز جدیدی به آن نمی‌افزاید بلکه اندیشه‌های بیگانه غربی را به خواننده منتقل می‌کند. سید با این سخنان متمدن بودن تمام جوامع قدیم و جدید را انکار می‌کند و همگان را به ایجاد جامعه یا تمدن اسلامی فرا می‌خواند و معتقد است که باید با هر آنچه که مانع ایجاد جامعه‌ی اسلامی مورد نظر اوست مبارزه مسلحانه کرد.

مفاهیم اصلی اندیشه‌ی سید قطب چیست؟

تا پیش از سید قطب، تعاریفی که از مفهوم تمدن ارائه شده را می‌توان ذیل دو رویکرد مادی و مادی- معنوی تقسیم‌بندی کرد.

  • در رویکرد نخست پیشرفت‌های مادی یک جامعه مانند پیشرفت اقتصادی، صنعتی و تکنولوژيک مورد توجه قرار می‌گیرند و به رشد معنوی جامعه توجه چندانی نمی‌شود.
  • در رویکرد دوم هر دو بعد مادی و معنوی در تعریف تمدن لحاظ می‌گردد، به گونه‌ای که دین، فرهنگ و اخلاق به‌عنوان پایه‌ی اصلی تمدن و پیشرفت‌های فنی و صنعتی به‌عنوان مظاهر مادی تمدن به شمار می‌روند.

اما سید قطب در تعریفی متفاوت با دو رویکرد قبل، جامعه‌ای را متمدن می‌داند که صرفاً تعالی معنوی داشته باشد، هر چند از لحاظ مادی رشد یافته نباشد. بنابراین مراد از اندیشه‌ی تمدنی سید قطب، دیدگاه او درباره‌ی ضرورت داشتن رشد معنوی و عدم ضرورت داشتن رشد مادی برای جامعه‌ی متمدن است.

جاهلیت در اندیشه سید قطب

سید قطب ظرف ظهور اسلام را، جامعه یا امت اسلامی می‌داند که البته از نظر او قرن‌هاست که دیگر وجود خارجی ندارد، یعنی از زمانی که حکومت مبتنی بر شریعت الهی منقطع شده، وجود جامعه‌ی اسلامی نیز خاتمه یافته است. جهان امروز در جاهلیت به سر می‌برد، به گونه‌ای که هر آنچه اطراف ماست نمادی از جاهلیت است: تصورات و عقاید مردم، عادات و سنت‌ها، سرچشمه‌های فرهنگی، هنرها و آداب، شرایع و قوانین و حتی بسیاری از چیزهایی که آن‌ها را فرهنگ اسلامی، منابع اسلامی و فلسفه و فکر اسلامی می‌پنداریم همه ساخته و پرداخته‌ای جاهلیت است.

بر این اساس، سید جوامع را به دو نوع اسلامی و جاهلی تقسیم می‌کند: جامعه‌ی اسلامی جامعه‌ای است که عقیده، عبادت، قانون، نظام، اخلاق و رفتار آن مطابق با اسلام باشد و جامعه‌ی جاهلی هم جامعه‌ای است که اسلام در آن اجرا نشود و عقیده، تصورات، ارزش‌ها، موازین، نظام، قوانین، اخلاق و رفتار اسلامی در آن حاکم نباشد. بنابراین اینکه مردمی خود را مسلمان بنامند و حتی نماز و روزه و حج به‌جا بیاورند، اما شریعت اسلام قانون آن جامعه نباشد، چنین جامعه‌ای اسلامی نیست.

در نتیجه از نظر سید تمامی جوامع موجود امروز، در چارچوب جامعه‌ی جاهلی قرار می‌گیرند؛ جوامع کمونیستی، بت‌پرستی، یهودی، مسیحی و حتی جوامعی که خود را مسلمان می‌پندارند هم در این چارچوب قرار می‌گیرند. و موضع اسلام نسبت به تمام آن‌ها در یک عبارت خلاصه می‌شود: اسلام، اسلامی بودن و شرعی بودن آن‌ها را مردود می‌داند. بنابراین جامعه‌ی اسلامی بالفعل وجود ندارد.

سید قطب راه‌حل برون‌رفت از چنین وضعیتی را بازآفرینی امت مسلمان معرفی می‌کند، به این صورت که پیشگامانی مؤمن، با عزلت‌گزینی از جاهلیت، هسته‌های اولیه‌ی جامعه‌ی اسلامی را تشکیل دهند. وی در این باره می‌نویسد: «نقطه‌ی شروع کار، همان نقطه‌ی شروع در اولین آشنایی مردم با رسالت اسلام است… باید در جایی از کره‌ی زمین مردمی پیدا شوند که به دین حق بگروند و گواهی دهند: لا اله الا الله و محمد رسول الله … و با حاکمیت و سلطه و قانون، خداوند یگانه را پرستش کنند و این دینداری را در واقعیت زندگی نیز اجرا نمایند…آن گاه بکوشند این اعلان عمومی آزادی انسان را به سراسر جهان ببرند.»

حاکمیت در اندیشه سید قطب

حاکمیت در اندیشه سید قطب جایگاهی محوری دارد. او معتقد است که حاکمیت تنها از آن خداوند است (حاکمیت الهی) و هیچ فرد یا نهادی حق قانون‌گذاری ندارد مگر در چارچوب شریعت اسلامی. این مفهوم که به “حاکمیت الله” شهرت یافته، بنیان اصلی نقد او بر نظام‌های سیاسی سکولار است. او تأکید می‌کند که پذیرش حاکمیت غیرالهی معادل شرک است و جوامع اسلامی باید به حاکمیت الهی بازگردند تا بتوانند از وضعیت جاهلیت مدرن رهایی یابند.

سید قطب بر انحصار حاکمیت برای خداوند در تمامی زمینه‌های حیات بشری تأکید می‌ورزد و دلیل جاهلی بودن جوامع اسلامی را هم فقدان این نوع حاکمیت در آن‌ها می‌داند: «این جوامع گرچه به الوهیت غیر خدا باور ندارند، اما مهم‌ترین ویژگی‌های الوهیت را به غیر خدا اختصاص می‌دهند و به حاکمیت غیر خدا باور دارند، لذا نظام زندگی، شرایع، ارزش‌ها، موازین، عادات و تقریباً تمامی مقومات حیات خود را از این حاکمیت غیر الهی می‌گیرند.»

سید با تأکید بر توحید در حاکمیت، دو مفهوم تکفیر و جهاد را نیز از آن نتیجه می‌گیرد. استدلال سید در این باره را می‌توان بدین نحو بیان کرد:

  • اولاً: اطاعت مردم از حاکم متوقف بر اجرای شریعت اسلام توسط حاکم است و اگر حاکم از این کار سرباز زند، اطاعت او ساقط می‌شود.
  • ثانیاً: هر کس طبق احکام خدا حکومت نکند، کافر است. همچنین اگر کسی در پی حکمی غیر از شریعت اسلام باشد نیز کافر خواهد بود. بنابراین حکم کفر هم به حاکم و هم به محکوم تسری می‌یابد.
  • ثالثاً: اسلام تنها به عدم اطاعت حاکم در این حالت فرمان نمی‌دهد بلکه وجوب جهاد بر ضد وی را نیز مطرح می‌کند.

در مجموع از نظر سید قطب، اگر حاکمیت برتر جامعه که در سیادت شریعت الهی متجلی می‌شود، به خداوند واگذار گردد، انسان‌ها از عبودیت یکدیگر به‌طور کامل و حقیقی آزاد می‌شوند و تمدن انسانی تحقق می‌یابد. زیرا از نظر او جامعه‌ی اسلامی همان جامعه متمدن است.

جهاد: ابزاری برای تغییر

جهاد در اندیشه سید قطب نقش ابزاری اساسی در تغییر وضعیت جاهلیت و تحقق حاکمیت الهی دارد. او جهاد را تنها به معنای مبارزه نظامی محدود نمی‌کند، بلکه آن را یک وظیفه جامع می‌داند که شامل مبارزه فکری، اخلاقی و اجتماعی برای برقراری نظام اسلامی است. اما در عین حال، سید قطب بر لزوم جهاد مسلحانه علیه نیروهایی که مانع از اجرای شریعت می‌شوند، تأکید دارد. از این رو، جهاد در نگاه او نه تنها یک وظیفه فردی، بلکه ابزاری برای تغییر ساختارهای سیاسی و اجتماعی است.

تکفیر: حد و مرز جامعه اسلامی

یکی از جنجالی‌ترین مفاهیم در اندیشه سید قطب، تکفیر است. او معتقد است که هر فرد یا جامعه‌ای که به جای پذیرش حاکمیت الهی، از قوانین بشری پیروی کند، در واقع از اسلام خارج شده و در زمره کافران قرار می‌گیرد. این دیدگاه زمینه‌ساز شکل‌گیری جریان‌هایی مانند سلفی‌گری جهادی شد که از مفهوم تکفیر برای مشروعیت‌بخشی به اقدامات خشونت‌آمیز علیه مخالفان استفاده کردند. با این حال، بسیاری از منتقدان معتقدند که تفسیر سید قطب از تکفیر، راه را برای افراط‌گرایی هموار کرد.

نتیجه‌گیری

اندیشه سیاسی سید قطب، با تأکید بر بازگشت به اصول اسلامی، نقد تمدن غربی و ارائه مفاهیمی چون حاکمیت الهی، جاهلیت، جهاد و تکفیر، تأثیر عمیقی بر جریان‌های اسلام‌گرایی معاصر گذاشت. هرچند دیدگاه‌های او الهام‌بخش بسیاری از جنبش‌های اسلامی بوده است، اما در عین حال، برخی تفاسیر از افکار او به تقویت گرایش‌های افراطی منجر شده است. فهم عمیق اندیشه سید قطب برای تحلیل دقیق جریان‌های سیاسی و فکری در جهان اسلام ضروری است.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here