چهارشنبه, سپتامبر 24, 2025
spot_img
Homeایرانفشار روانی و مکانیسم ماشه

فشار روانی و مکانیسم ماشه

ابزار تبلیغاتی جمهوری اسلامی در مواجهه با تحریم‌ها

مقدمه

جمهوری اسلامی در طول چهار دهه گذشته همواره از مفاهیم خاصی برای تثبیت قدرت داخلی و مدیریت بحران‌های خارجی استفاده کرده است. یکی از این مفاهیم، که به‌ویژه در ارتباط با مناقشه هسته‌ای و تحریم‌های بین‌المللی پررنگ شده، «فشار روانی و مکانیسم ماشه» است. مقامات جمهوری اسلامی تلاش کرده‌اند این روایت را جا بیندازند که تحریم‌ها اثر واقعی ندارند و صرفاً یک عملیات روانی برای تحریک مردم علیه نظام‌اند.

فشار روانی در گفتار مقامات جمهوری اسلامی

بازخوانی سخنان رهبران و مسئولان جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که «فشار روانی» به‌صورت یک کلیدواژه دائمی در مواجهه با تحریم‌ها و به‌ویژه مکانیسم ماشه استفاده شده است.

  • آیت الله علی خامنه‌ای (۲۰۱۸): «نقشه دشمن فشار اقتصادی و فشار روانی است تا ملت ایران را به ستوه بیاورد.»
  • حسن روحانی رئيس جمهور وقت (۲۰۱۸): «حرف‌های ترامپ یا برای انتخابات کنگره آمریکاست یا برای فشار روانی علیه مردم ایران.»
  • عبدالناصر همتی، رئیس وقت بانک مرکزی (۲۰۱۹): «خبر قطع ارتباط نظام مالی اثر روانی بر بازار ارز داشته است.»

با مطرح شدن بازگشت مکانیسم ماشه، این روایت شدت بیشتری پیدا کرد. به سخنان این نمایندگان مجلس و معاون وزیر خارجه بنگرید:

  • محمود نبویان: «فعال شدن مکانیسم ماشه بیشتر اثر روانی دارد تا اقتصادی.» (۱۵ ژوئیه ۲۰۲۵)
  • عباس گودرزی: «بازگشت قطعنامه‌ها تنها یک فضای روانی ایجاد می‌کند.» (۲ سپتامبر ۲۰۲۵)
  • حسینعلی حاجی‌دلیگانی: «این اقدام عملیات روانی و فریبکارانه است.» (۲۰ سپتامبر ۲۰۲۵)
  • حمید قنبری: «تحریم‌های شورای امنیت صوری‌اند و صرفاً بسته‌های روانی به شمار می‌آیند.» (۲۱ سپتامبر ۲۰۲۵)

چرا جمهوری اسلامی بر «فشار روانی و مکانیسم ماشه» تأکید دارد؟

۱. توجیه ناکامی‌های اقتصادی

تحریم‌ها در دو دهه اخیر نرخ ارز و تورم را به‌شدت بالا برده‌اند؛ دلار بیش از ۱۰۰ برابر رشد داشته است. اما مقامات همواره این بحران را به «اثر روانی» اخبار تحریم‌ها نسبت داده‌اند، نه به ضعف ساختار اقتصادی و فساد داخلی.

۲. مشروعیت‌بخشی به سرکوب اعتراضات

مفهوم «فشار روانی» به حکومت اجازه می‌دهد هر اعتراضی را «محصول تحریک دشمن» معرفی کند. از نگاه حاکمیت، مردم نه به‌خاطر مشکلات واقعی، بلکه به دلیل عملیات روانی فریب خورده‌اند. این روایت، تناقض میان ادعای مشروعیت الهی نظام و واقعیت اعتراضات اجتماعی را می‌پوشاند.

تجربه تاریخی: مردم ایران و بی‌اعتنایی غرب

ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه تحریم‌ها برای شوراندن مردم علیه حکومت طراحی شده‌اند، با تجربه تاریخی مردم ایران همخوانی ندارد.

  • در جنبش سبز ۲۰۰۹، مردم از باراک اوباما خواستند میان حمایت از مردم و مماشات با حکومت یکی را انتخاب کند. اما بعدها مشخص شد که هم‌زمان مذاکرات هسته‌ای آغاز شده بود.
  • در جنبش «زن، زندگی، آزادی» ۲۰۲۱، مقامات اروپایی با نمایش‌های نمادین با مردم اعلام همبستگی کردند، اما روابط دیپلماتیک خود را با جمهوری اسلامی تغییر ندادند و همچنان پای میز مذاکره نشستند.

این نمونه‌ها نشان می‌دهد که کشورهای غربی عملاً به تداوم جمهوری اسلامی کمک کرده‌اند، نه به فروپاشی آن.

کارکرد سیاسی «فشار روانی و مکانیسم ماشه»

مفهوم «فشار روانی و مکانیسم ماشه» تنها یک واژه تبلیغاتی در گفتار مقامات جمهوری اسلامی نیست، بلکه یک ابزار سیاسی چندلایه است که در عرصه داخلی و بین‌المللی نقش مهمی ایفا می‌کند. این مفهوم سه کارکرد اساسی دارد:

۱. بی‌اعتبار کردن اعتراضات اقتصادی و اجتماعی

هرگاه مردم به دلیل بحران‌های معیشتی یا بی‌عدالتی اجتماعی دست به اعتراض می‌زنند، حاکمیت به‌جای پذیرش مسئولیت، این اعتراضات را «محصول فشار روانی دشمن» معرفی می‌کند. به این ترتیب، معترضان به‌جای آنکه شهروندانی آگاه و مطالبه‌گر تلقی شوند، به‌عنوان «فریب‌خوردگان عملیات روانی بیگانگان» معرفی می‌شوند. این روایت، امکان سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات را فراهم می‌کند و مشروعیت سیاسی نظام را در سطح داخلی حفظ می‌نماید.

۲. انتقال بار ناکارآمدی اقتصادی به دشمنان خارجی

جمهوری اسلامی در طول دو دهه اخیر با تورم شدید، سقوط ارزش پول ملی و فساد ساختاری روبه‌رو بوده است. اما مقامات به‌جای پذیرش ناکارآمدی مدیریتی و ساختاری، همواره این مشکلات را به «اثر روانی تحریم‌ها» نسبت داده‌اند. این شیوه روایت‌سازی باعث می‌شود مسئولیت بحران اقتصادی از دوش حاکمیت برداشته شود و افکار عمومی متوجه «دشمن خارجی» شود. به این ترتیب، تحریم‌ها بهانه‌ای دائمی برای پوشاندن کاستی‌های داخلی تبدیل می‌شوند.

۳. پنهان‌سازی تعارض میان مشروعیت الهی و واقعیت بحران‌ها

نظام اسلامی مشروعیت خود را «الهی» معرفی می‌کند و انتخابات را بیعت مردم با حاکم می‌داند. اما در عمل، وقوع اعتراضات گسترده و جنبش‌های اجتماعی این ادعا را به چالش می‌کشد. در چنین شرایطی، مفهوم «فشار روانی و مکانیسم ماشه» یک نقش حیاتی ایفا می‌کند: به‌جای پذیرش اینکه مردم از سر آگاهی و اراده سیاسی به مخالفت برخاسته‌اند، حکومت اعتراضات را نتیجه «تحریکات روانی دشمنان خارجی» می‌خواند. این تفسیر به نظام اجازه می‌دهد که بدون خدشه به مشروعیت دینی-سیاسی خود، اعتراضات را صرفاً یک پدیده گذرا و خارجی جلوه دهد.

جمع بندی

مفهوم «فشار روانی» صرفاً یک واژه تبلیغاتی نیست، بلکه ابزاری استراتژیک برای بقا در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی. این مفهوم به مقامات امکان می‌دهد هم شکست‌های اقتصادی را توجیه کنند و هم اعتراضات اجتماعی را سرکوب نمایند. بررسی چنین مفاهیمی نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی، در کنار ابزارهای سخت قدرت، با مهندسی ذهنیت و روایت نیز به دنبال حفظ سلطه سیاسی خود است. علی‌الخصوص که در این زمان «فشار روانی و مکانیسم ماشه» با یکدیگر پیوند خورده است.

 خلاصه آنچه گفته شد از این قرار است که امروز «فشار روانی و مکانیسم ماشه» ابزاری برای مدیریت بحران‌های مشروعیت در جمهوری اسلامی است:

  • بحران‌های اقتصادی → مقصر دشمن خارجی.
  • اعتراضات اجتماعی → محصول عملیات روانی.
  • شکاف مشروعیت → با مهندسی روایت پنهان می‌شود.

RELATED ARTICLES

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

Most Popular

Recent Comments