اندیشه سیاسی طهطاوی

 مدرنیزاسیون جوامع مسلمان

0
The Political Thought of Tahtawi
The Political Thought of Tahtawi

مقدمه

اندیشه سیاسی طهطاوی یکی از نخستین و مهم‌ترین تلاش‌ها برای پیوند میان سنت اسلامی و اندیشه مدرن غربی در جهان اسلام است. رفاعه رافع طهطاوی (1801-1873) به‌عنوان یک متفکر مصری در دوره محمدعلی پاشا و پس از آن، نقش مهمی در معرفی مفاهیم جدیدی چون آزادی، قانون، دولت مدرن و آموزش ایفا کرد. اهمیت او تنها در انتقال دانش غربی به مصر خلاصه نمی‌شود، بلکه در شکل‌دهی به نوعی اندیشه سیاسی جدید در جهان اسلام نهفته است که بنیانی برای مدرنیزاسیون جوامع مسلمان فراهم آورد (Hourani, 1983: 69).

از این رو، بررسی اندیشه سیاسی طهطاوی نه تنها برای شناخت تحولات مصر قرن نوزدهم ضروری است، بلکه برای فهم پروژه سکولاریزاسیون و اصلاح‌طلبی در سراسر جهان اسلام نیز اهمیتی بنیادین دارد. در واقع، او یکی از نخستین نمایندگان جریان «اندیشمندان مسلمان مترقی» به شمار می‌رود که در پی آشتی میان شریعت اسلامی و عقلانیت مدرن بود.

زندگی و زمینه اجتماعی ـ تاریخی طهطاوی

مصر قرن نوزدهم و مواجهه با غرب

مصر در قرن نوزدهم تحت حکومت محمدعلی پاشا شاهد اصلاحات گسترده‌ای بود که هدف اصلی آن نوسازی ارتش، اقتصاد و نهادهای اجتماعی به سبک اروپایی بود. این اصلاحات با اعزام دانشجویان مصری به فرانسه برای فراگیری علوم و فنون جدید همراه شد (Cleveland & Bunton, 2016: 98). در چنین شرایطی، طهطاوی به‌عنوان یکی از علمای الازهر انتخاب شد تا همراه گروهی از دانشجویان به پاریس سفر کند.

سفر به فرانسه و تحولات فکری

اقامت پنج‌ساله طهطاوی در پاریس (1826-1831) نقطه عطفی در زندگی او به شمار می‌رود. او در این مدت نه تنها زبان و فرهنگ فرانسه را فرا گرفت، بلکه با مفاهیم جدیدی چون قانون اساسی، حقوق شهروندی و دولت مدرن آشنا شد. نتیجه این تجربه، تألیف کتاب مشهور تخلیص الابریز فی تلخیص باریز بود که در آن مشاهدات خود از فرانسه را با نگاهی تحلیلی بیان کرد (طهطاوی، 1834: 42).

اندیشه سیاسی طهطاوی در باب دولت و قانون

دولت مدرن و ضرورت قانون‌گرایی

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های اندیشه سیاسی طهطاوی، تأکید بر نقش قانون در سازمان‌دهی حیات سیاسی است. او معتقد بود که پیشرفت جوامع مسلمان تنها در صورتی امکان‌پذیر است که نظام قانونی شفاف و الزام‌آور بر روابط اجتماعی و سیاسی حاکم باشد (Al-Azmeh, 1993: 141).

نسبت دین و سیاست

طهطاوی از یک‌سو به میراث اسلامی و آموزه‌های شریعت پایبند بود و از سوی دیگر، به ضرورت اقتباس از دستاوردهای غربی باور داشت. او بر این عقیده بود که دین اسلام با اصول عقلانی و عدالت‌محور قانون مدرن ناسازگار نیست، بلکه می‌توان با اجتهادی پویا، میان این دو پیوندی سازنده ایجاد کرد (طهطاوی، 1834: 76).

اندیشه سیاسی طهطاوی درباره آزادی و برابری

مفهوم آزادی

طهطاوی در آثار خود بارها بر اهمیت آزادی فردی و اجتماعی تأکید کرده است. او آزادی را شرط شکوفایی استعدادهای انسانی و پیشرفت سیاسی می‌دانست. به نظر او، آزادی در چارچوب قانون و عقلانیت سیاسی معنا پیدا می‌کند، نه در بی‌نظمی یا هرج‌ومرج (Hourani, 1983: 71).

برابری حقوقی و جایگاه زنان

یکی از جنبه‌های مترقی اندیشه سیاسی طهطاوی توجه او به برابری اجتماعی بود. او به‌ویژه بر ضرورت ارتقای جایگاه زنان در جامعه تأکید داشت. طهطاوی معتقد بود که زنان باید در آموزش و فعالیت‌های اجتماعی مشارکت داشته باشند، زیرا توسعه ملی بدون مشارکت نیمی از جامعه ممکن نیست (طهطاوی، 1869: 112).

طهطاوی و مدرنیزاسیون آموزشی و فرهنگی

آموزش به‌مثابه ابزار نوسازی

طهطاوی آموزش را ستون اصلی اصلاحات سیاسی و اجتماعی می‌دانست. او به‌عنوان ناظر بر مدارس جدید در مصر، برنامه‌هایی برای تدریس علوم طبیعی، ریاضیات و زبان‌های خارجی تدوین کرد. در واقع، او بر این باور بود که دولت مدرن بدون نظام آموزشی مدرن پایدار نخواهد بود (Cleveland & Bunton, 2016: 101).

ترجمه و انتقال دانش

یکی از فعالیت‌های مهم طهطاوی، ترجمه آثار علمی، حقوقی و ادبی اروپایی به زبان عربی بود. او با این کار زمینه را برای شکل‌گیری نوعی رنسانس فکری در مصر فراهم ساخت. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران او را بنیان‌گذار جریان «نهضت ترجمه» در مصر جدید می‌دانند (El-Messiri, 2006: 58).

سکولاریسم و اندیشه سیاسی طهطاوی

طهطاوی را نمی‌توان سکولار به معنای کامل غربی دانست، اما اندیشه سیاسی او حامل عناصری سکولاریستی بود. او خواستار تفکیک نسبی میان امور دینی و سیاسی بود و اعتقاد داشت که قوانین مدنی باید بر اساس عقل و منافع عمومی تنظیم شوند، هرچند اصول اخلاقی اسلام می‌تواند پشتوانه‌ای برای آن باشد (Al-Azmeh, 1993: 144).

در واقع، او تلاش داشت مدلی از حکومت عقلانی ارائه دهد که ضمن احترام به سنت اسلامی، قادر باشد با مقتضیات مدرنیته هم‌ساز شود. از این جهت، اندیشه سیاسی طهطاوی سرآغازی برای ورود جهان اسلام به بحث سکولاریسم محسوب می‌شود.

مقایسه اندیشه سیاسی طهطاوی با دیگر متفکران مسلمان مترقی

طهطاوی را می‌توان پیشگام جریان اصلاح‌طلبی در جهان اسلام دانست. پس از او، اندیشمندانی مانند جمال‌الدین اسدآبادی و محمد عبده مسیر اصلاح دینی و سیاسی را ادامه دادند. در مقایسه با آنان، طهطاوی بیشتر بر جنبه‌های آموزشی و فرهنگی تمرکز داشت، در حالی که اسدآبادی بر مبارزه سیاسی با استعمار تأکید می‌کرد (Hourani, 1983: 77).

به همین دلیل، طهطاوی در تاریخ اندیشه سیاسی مسلمانان جایگاهی ممتاز دارد؛ زیرا او نخستین کسی بود که مفاهیم مدرن غربی را به زبان عربی و در چارچوب اندیشه اسلامی بومی‌سازی کرد.

تأثیر اندیشه سیاسی طهطاوی بر مدرنیزاسیون جوامع مسلمان

اندیشه سیاسی طهطاوی نه تنها مصر، بلکه دیگر کشورهای اسلامی را تحت تأثیر قرار داد. آثار و ترجمه‌های او الهام‌بخش روشنفکرانی در شام، عثمانی و حتی ایران شد. به‌عنوان نمونه، بسیاری از متفکران مشروطه‌خواه ایرانی آثار او را می‌شناختند و از آنها برای تبیین ضرورت قانون و آزادی استفاده می‌کردند (کاتوزیان، 1388: 211).

در نتیجه، می‌توان گفت که طهطاوی سهمی اساسی در فرآیند مدرنیزاسیون جوامع مسلمان داشت. او پایه‌گذار سنتی شد که میان عقلانیت غربی و هویت اسلامی توازن برقرار کرد و راه را برای شکل‌گیری جریان‌های اصلاحی در سده‌های بعدی هموار ساخت.

نتیجه‌گیری

اندیشه سیاسی طهطاوی نشان‌دهنده تلاشی پیشگامانه برای پاسخ به پرسش بنیادین جهان اسلام در قرن نوزدهم است: چگونه می‌توان میان سنت اسلامی و مدرنیته غربی پیوند برقرار کرد؟ پاسخ او بر سه محور استوار بود: قانون‌گرایی، آموزش مدرن و آزادی اجتماعی.

هرچند او در یک بستر تاریخی محدود می‌زیست، اما میراث فکری‌اش همچنان الهام‌بخش است. بررسی اندیشه سیاسی طهطاوی نشان می‌دهد که پروژه مدرنیزاسیون جوامع مسلمان نه از تقلید صرف غرب، بلکه از طریق بازخوانی و نوسازی سنت اسلامی امکان‌پذیر شد.

به همین دلیل، او را می‌توان یکی از نخستین متفکران مسلمان مترقی دانست که بنیان‌های نظری اصلاحات سکولار و عقلانی در جهان اسلام را بنا نهاد.

منابع

عربی و فارسی

  • طهطاوی، رفاعه. (1834). تخلیص الابریز فی تلخیص باریز. قاهره.
  • طهطاوی، رفاعه. (1869). المرشد الامین للبنات والبنین. قاهره.
  • کاتوزیان، همایون. (1388). ایران، جامعه کوتاه‌مدت. تهران: نشر مرکز.

انگلیسی

  • Al-Azmeh, Aziz. (1993). Islam and Modernities. London: Verso.
  • Cleveland, W. L., & Bunton, M. (2016). A History of the Modern Middle East. Boulder: Westview Press.
  • El-Messiri, Abdelwahab. (2006). The Encyclopedia of the Muslim World. Cairo.
  • Hourani, Albert. (1983). Arabic Thought in the Liberal Age 1798–1939. Cambridge: Cambridge University Press.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here