اندیشه سیاسی قدریه یکی از نخستین جریانات فکری در جهان اسلام بود که مستقیماً به مسئله جبر و اختیار پرداخت و تأثیر شگرفی بر نظریههای حکومتی و مشروعیت خلافتها گذاشت. این مکتب فکری که در اواخر سده اول هجری (اواسط سده هشتم میلادی) شکل گرفت، بر اراده و اختیار انسان تأکید داشت و مشروعیت حکومتهای جبرگرا را زیر سؤال میبرد. در حالی که امویان برای تثبیت قدرت خود از جبرگرایی استفاده میکردند و اعمال خود را خواست الهی جلوه میدادند، قدریه با دفاع از اختیار، استبداد سیاسی را به چالش کشیدند.
این مقاله به بررسی پیشینه تاریخی، مبانی فکری و تأثیرات سیاسی و کلامی قدریه پرداخته و نشان میدهد که چگونه این مکتب راه را برای شکلگیری تفکرات آزادیخواهانه در اسلام هموار کرد.
۱. زمینههای تاریخی و اجتماعی پیدایش قدریه
۱.۱. بحران فکری و سیاسی در آغاز خلافت اموی
پس از قتل عثمان بن عفان (۳۵ق / ۶۵۶م) و آغاز جنگهای داخلی در میان مسلمانان، مسأله مشروعیت حکومت و جایگاه انسان در برابر سرنوشت خویش به یکی از موضوعات اساسی اندیشه سیاسی تبدیل شد. حکومت معاویه بن ابیسفیان (حکومت: ۴۱–۶۰ق / ۶۶۱–۶۸۰م) و جانشینان او برای توجیه حکومت خود، نظریه «جبر الهی» را ترویج کردند که بر اساس آن، خلافت به مشیت الهی رقم خورده و مردم در تغییر آن نقشی ندارند. این تفکر در برابر آموزههای اسلامی که بر مسئولیت فردی تأکید داشت، قرار میگرفت.
۱.۲. ظهور نخستین متفکران قدریه
در چنین فضایی، متفکرانی همچون معبد الجهَنی (درگذشته ۸۰ق / ۶۹۹م) و غیلان الدمشقی (درگذشته ۱۰۵ق / ۷۲۳م) ظهور کردند و با استناد به قرآن و سنت، نظریه اختیار انسان را مطرح نمودند. آنان معتقد بودند که انسان در اعمال خود مختار است و نمیتوان رفتارهای او را به جبر الهی نسبت داد. این دیدگاه علاوه بر پیامدهای دینی، به شدت بار سیاسی داشت، زیرا دلالت آن این بود که حکومت اموی نمیتواند استبداد خود را به اراده خداوند نسبت دهد و مردم در سرنوشت سیاسی خود نقش دارند.
۱.۳. سرکوب قدریه توسط امویان
اندیشه قدریه به سرعت در میان نخبگان فکری و سیاسی گسترش یافت، اما امویان که آن را تهدیدی برای حکومت خود میدیدند، با شدت به سرکوب آن پرداختند. معبد الجهَنی در سال ۸۰ هجری (۶۹۹ میلادی) به دستور حجاج بن یوسف ثقفی، والی اموی، اعدام شد. چند دهه بعد، غیلان الدمشقی که در دربار هشام بن عبدالملک (حکومت: ۱۰۵–۱۲۵ق / ۷۲۴–۷۴۳م) فعالیت داشت، به جرم تبلیغ افکار قدریه دستگیر و به قتل رسید.
با وجود این سرکوبها، اندیشه سیاسی قدریه در میان متفکران اسلامی زنده ماند و بعدها در قالب مکاتب فکری دیگری همچون معتزله به حیات خود ادامه داد.
۲. مبانی فکری و سیاسی قدریه
۲.۱. اصل اختیار در برابر جبر
مهمترین اصل اندیشه قدریه این بود که انسان در اعمال خود دارای اختیار است و نمیتوان او را مجبور به پذیرش سرنوشتی محتوم دانست. این تفکر در برابر اندیشههای اشاعره که بر جبرگرایی تأکید داشتند، قرار میگرفت.
۲.۲. تأثیر قدریه بر مشروعیت سیاسی
اگر انسان دارای اختیار است، پس حکومت نیز نمیتواند خود را نماینده اراده الهی معرفی کند و باید در قبال مردم پاسخگو باشد. این ایده بنیان نظری مخالفت با استبداد اموی را شکل داد و بعدها به مبنای فکری جریانهای مختلفی تبدیل شد.
۲.۳. عدالت و مسئولیتپذیری حاکمان
قدریه معتقد بودند که عدالت یکی از صفات اصلی خداوند است و حاکمان باید بر اساس عدالت حکومت کنند. این تفکر زمینهساز اعتراضات گسترده علیه فساد و ظلم امویان شد و در انقلاب عباسیان (۱۳۲ق / ۷۵۰م) تأثیرگذار بود.
۳. قدریه و تحولات بعدی در اندیشه اسلامی
۳.۱. تأثیر بر معتزله
پس از سقوط امویان، اندیشه قدریه در قرون دوم و سوم هجری (۸ و ۹ میلادی) بهشکل گستردهای در میان متکلمان معتزله بازتاب یافت. واصل بن عطا (درگذشته ۱۳۱ق / ۷۴۸م)، بنیانگذار معتزله، اندیشه اختیار را پذیرفت و آن را در چارچوب نظریات کلامی خود توسعه داد.
۳.۲. برخورد عباسیان با اندیشههای قدریه
عباسیان در ابتدا از اندیشههای قدریه و معتزله برای مشروعیتبخشی به حکومت خود استفاده کردند، اما در دوران متوکل عباسی (حکومت: ۲۳۲–۲۴۷ق / ۸۴۷–۸۶۱م) سیاستی متفاوت اتخاذ شد و این اندیشهها سرکوب گردید.
۴. مقایسه قدریه با سایر مکاتب فکری
| ویژگی | قدریه | جبرگرایان (اشاعره) | معتزله |
|---|---|---|---|
| اختیار انسان | تأکید بر اختیار | نفی اختیار، جبر الهی | تأکید بر اختیار |
| نقش حکومت | حکومت باید مشروع و پاسخگو باشد | حکومت بر اساس اراده الهی است | حکومت باید عادل باشد |
| تأثیرات | زمینهساز اعتراضات علیه امویان | مشروعیتبخش حکومتهای مستبد | تأثیرگذار بر نظریات کلامی و سیاسی |
اندیشه سیاسی قدریه یکی از نخستین جریانات فکری بود که با تأکید بر اختیار انسان، مشروعیت حکومتهای استبدادی را به چالش کشید. این مکتب، گرچه در دوران امویان سرکوب شد، اما تأثیرات آن در مکاتب فکری بعدی همچون معتزله و نظریههای سیاسی اسلامی ماندگار شد.
میراث قدریه نشان میدهد که از همان آغاز تاریخ اسلام، اندیشههای آزادیخواهانه و عدالتمحور در برابر استبداد سیاسی قرار داشتند و مباحث مربوط به جبر و اختیار نهتنها در حوزه کلام، بلکه در عرصه سیاست نیز تأثیرگذار بودهاند.



