اندیشه سیاسی شعوبی‌گری

واکنشی در برابر سلطه عربی یا زمینه‌ساز ملی‌گرایی؟

0
The Political Thought of Shu'ubiyya
The Political Thought of Shu'ubiyya

اندیشه سیاسی شعوبی‌گری یکی از جریان‌های فکری و سیاسی مهم در تاریخ اسلام است که به عنوان واکنشی به سلطه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی اعراب در دوران خلافت اموی (۴۱-۱۳۲ هـ / ۶۶۱-۷۵۰ م) و عباسی (۱۳۲-۶۵۶ هـ / ۷۵۰-۱۲۵۸ م) شکل گرفت. شعوبی‌گری را می‌توان نخستین حرکت جدی در برابر ناسیونالیسم عربی دانست که با تأکید بر برابری اقوام غیرعرب، به‌ویژه ایرانیان، در برابر سلطه عربی ظهور کرد. این جریان نه‌تنها جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی داشت، بلکه بر سیاست‌گذاری‌های خلافت نیز تأثیر گذاشت. این مقاله به بررسی اندیشه سیاسی شعوبی‌گری، ریشه‌های تاریخی آن، تأثیرات آن بر ساختارهای سیاسی و اجتماعی جوامع اسلامی و همچنین پیامدهای بلندمدت آن در شکل‌گیری ملی‌گرایی ایرانی و سایر هویت‌های قومی در جهان اسلام می‌پردازد.

ریشه‌های تاریخی شعوبی‌گری

پس از فتح ایران (۱۶-۲۱ هـ / ۶۳۷-۶۴۲ م) و دیگر سرزمین‌های غیرعرب توسط مسلمانان، اعراب به‌عنوان فاتحان برتری سیاسی و اجتماعی خاصی به دست آوردند. نظام طبقاتی جدیدی که در آن اعراب از امتیازات بیشتری نسبت به موالی (مسلمانان غیرعرب) برخوردار بودند، نارضایتی گسترده‌ای را در میان نخبگان فرهنگی و سیاسی غیرعرب، به‌ویژه ایرانیان، ایجاد کرد. بسیاری از ایرانیان که اسلام را پذیرفته بودند، همچنان از حقوق کامل شهروندی در جامعه اسلامی برخوردار نبودند و مورد تبعیض قرار می‌گرفتند. این تبعیض در جنبه‌های مختلفی مانند مالیات‌های اضافی، محدودیت‌های اداری، و کمبود فرصت‌های رشد اجتماعی و سیاسی مشهود بود.

جنبش شعوبی‌گری در قرن دوم هجری (۸ م) در واکنش به این نابرابری‌ها شکل گرفت و در ابتدا در حوزه‌های ادبی و فرهنگی بروز کرد. شاعران، نویسندگان و دانشمندان ایرانی به تدریج شروع به بازخوانی و بازتعریف نقش فرهنگ ایرانی در تمدن اسلامی کردند و از طریق آثار خود، برابری و برتری فرهنگی ایران را در برابر اعراب به تصویر کشیدند. این جنبش به تدریج از سطح فرهنگی فراتر رفت و در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی نیز اثرگذار شد.

اندیشه سیاسی شعوبی‌گری و مفهوم برابری‌طلبی

شعوبیان با استناد به آموزه‌های اسلامی مبنی بر برابری همه مسلمانان، استدلال می‌کردند که هیچ قومی بر قوم دیگر برتری ندارد مگر بر اساس تقوا. آنان با تأکید بر آیه‌ی «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (حجرات: 13)، به رد برتری نژادی عربی پرداخته و بر نقش تمدن‌های غیرعربی، به‌ویژه تمدن ایرانی، در شکل‌گیری و اعتلای تمدن اسلامی تأکید می‌کردند. این اندیشه، در عمل، به نوعی دفاع از هویت فرهنگی غیرعربی در برابر عرب‌محوری خلافت اموی و عباسی تبدیل شد.

در سطح سیاسی، شعوبی‌گری به‌تدریج باعث تضعیف مشروعیت خلافت‌های اموی و عباسی شد. جنبش‌های سیاسی متعددی مانند قیام‌های موالی، انقلاب عباسیان که با حمایت ایرانیان در سال ۱۳۲ هـ / ۷۵۰ م شکل گرفت، و نهضت‌های استقلال‌طلبانه‌ی طاهریان (۲۰۵-۲۵۹ هـ / ۸۲۰-۸۷۳ م)، صفاریان (۲۴۷-۳۹۳ هـ / ۸۶۱-۱۰۰۳ م) و سامانیان (۲۶۱-۳۸۹ هـ / ۸۷۴-۹۹۹ م) را می‌توان به نوعی تحت تأثیر اندیشه شعوبی‌گری دانست. این جنبش‌ها نه‌تنها نشان از یک اعتراض اجتماعی داشتند، بلکه تلاش‌هایی برای تغییر ساختار قدرت و کاهش سلطه‌ی نخبگان عرب بر حکومت بود.

نقش جنبش‌های فکری و فرهنگی در گسترش شعوبی‌گری

شعوبی‌گری نه‌تنها در حوزه‌ی سیاسی و اجتماعی تأثیرگذار بود، بلکه در حوزه‌های ادبی و علمی نیز نقش مهمی ایفا کرد. بسیاری از متفکران و نویسندگان ایرانی مانند ابن مقفع (۱۰۴-۱۴۲ هـ / ۷۲۲-۷۵۹ م)، بشار بن برد (۹۶-۱۶۷ هـ / ۷۱۴-۷۸۳ م) و فردوسی (۳۲۹-۴۱۱ هـ / ۹۴۰-۱۰۲۰ م) با ارائه‌ی آثار خود، فرهنگ ایرانی را در برابر سلطه‌ی فرهنگی عربی قرار دادند. فردوسی در شاهنامه، گذشته‌ی باستانی ایران را احیا کرد و ضمن حفظ هویت ایرانی، تلاش کرد تاریخ و فرهنگ ایران را از زیر سایه‌ی فرهنگ عربی بیرون بکشد.

در عرصه‌ی علمی نیز دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی (۳۶۲-۴۴۰ هـ / ۹۷۳-۱۰۴۸ م) و رازی (۲۵۱-۳۱۳ هـ / ۸۶۵-۹۲۵ م)، با تأکید بر پیشرفت‌های علمی و فلسفی ایران قبل از اسلام، بر غنای فکری غیرعربی تأکید کردند. این رویکرد به تدریج باعث شد که دانشمندان ایرانی در جهان اسلام به عنوان نخبگانی مستقل از سنت‌های عربی شناخته شوند و استقلال فرهنگی خود را حفظ کنند.

اندیشه سیاسی شعوبی‌گری و تأثیر آن بر ملی‌گرایی ایرانی

با اینکه شعوبی‌گری به عنوان حرکتی درون‌اسلامی و با هدف برابری اقوام مطرح شد، اما به مرور زمان، زمینه‌ساز پیدایش نوعی احساس ملی‌گرایی در جوامع غیرعرب شد. در ایران، جنبش‌های سیاسی مانند قیام‌های علویان، عباسیان، و حتی دولت‌هایی مانند طاهریان و صفاریان، تا حدی تحت تأثیر اندیشه‌های شعوبی‌گری بودند. در دوره‌های بعد، شعوبی‌گری به عنوان یکی از زمینه‌های فکری ناسیونالیسم ایرانی عمل کرد که در دوره‌های معاصر، با احیای هویت ایرانی و تأکید بر پیشینه‌ی پیشااسلامی ایران تقویت شد. برخی از روشنفکران ایرانی، با استناد به مفاهیم شعوبی‌گری، به بازنگری در تاریخ ایران و احیای ارزش‌های ملی پرداخته‌اند. این روند در ادبیات، سینما، و حتی سیاست‌گذاری‌های فرهنگی مشاهده می‌شود.

جمع‌بندی

اندیشه سیاسی شعوبی‌گری یکی از مهم‌ترین جریان‌های فکری در تاریخ اسلام بود که به عنوان واکنشی در برابر برتری‌طلبی اعراب ظهور کرد. اگرچه در ابتدا به عنوان یک جنبش برابری‌طلبانه مطرح شد، اما به تدریج نقش مهمی در شکل‌گیری احساسات ملی‌گرایانه در ایران و دیگر سرزمین‌های غیرعرب ایفا کرد. این جنبش نه‌تنها در دوره‌ی خلافت‌های اموی و عباسی تأثیرگذار بود، بلکه در شکل‌گیری حکومت‌های مستقل ایرانی و احیای هویت ملی در دوران معاصر نیز نقش مهمی ایفا کرد.

امروزه، فهم دقیق این جنبش و تأثیرات آن بر هویت فرهنگی و سیاسی جوامع اسلامی می‌تواند به تحلیل بهتری از چالش‌های کنونی مرتبط با هویت‌های قومی و ملی در جهان اسلام کمک کند. از این رو، بررسی شعوبی‌گری تنها یک نگاه به گذشته نیست، بلکه می‌تواند در تحلیل پویایی‌های سیاسی و اجتماعی جهان اسلام در عصر حاضر نیز مؤثر باشد.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here