اندیشه سیاسی اشاعره یکی از مهمترین مکاتب فکری در تاریخ اسلام است که در واکنش به عقلگرایی معتزله شکل گرفت. این مکتب که نام خود را از ابوالحسن اشعری (متوفی ۳۲۴ ق / ۹۳۶ م) گرفته است، نقش مهمی در تبیین مشروعیت خلافت اسلامی، رابطه دین و سیاست و نقش حاکم در جامعه ایفا کرده است. در این مقاله، ضمن بررسی مراحل شکلگیری اندیشه اشعری، تقابل آن با معتزله، مهمترین متفکران این جریان، تأثیر آن بر حکومتهای اسلامی و وضعیت امروزی این مکتب را تحلیل خواهیم کرد.
زمینههای تاریخی و شکلگیری اندیشه اشاعره
مکتب اشاعره در قرن چهارم هجری (دهم میلادی) توسط ابوالحسن اشعری بنیان نهاده شد. اشعری که در ابتدا از پیروان مکتب معتزله بود، پس از اختلافاتی با این جریان، از آنها جدا شد و در تلاش برای ایجاد تعادلی میان تعالیم نقلی و عقلی، مکتب اشاعره را بنیان نهاد. وی در کتابهایی همچون “مقالات الإسلامیین“ و “اللمع فی الرد علی أهل الزیغ و البدع“ به نقد دیدگاههای معتزله پرداخته و اصول فکری خود را پایهگذاری کرد.
تقابل اندیشه اشاعره و معتزله
معتزله به عقلگرایی و اختیار انسان تأکید داشتند و معتقد بودند که انسان در افعال خود کاملاً مختار است، زیرا عدالت الهی اقتضا میکند که خداوند ظلم نکند و بنابراین مسئولیت اعمال بر دوش انسان خواهد بود. در مقابل، اشاعره به نظریه کسب قائل شدند که بر اساس آن، افعال انسان از پیش تعیین شدهاند، اما او در کسب آنها دخیل است. این دیدگاه در بُعد سیاسی به معنای پذیرش تقدیر الهی در امور حکومتی و تأیید حکومتهای مستقر بود.
مهمترین متفکران اشاعره و آرای سیاسی آنها
اندیشه اشاعره با تلاش متفکرانی همچون باقلانی (متوفی ۴۰۳ ق / ۱۰۱۳ م)، جوینی (متوفی ۴۷۸ ق / ۱۰۸۵ م)، غزالی (متوفی ۵۰۵ ق / ۱۱۱۱ م) و فخرالدین رازی (متوفی ۶۰۶ ق / ۱۲۱۰ م) گسترش یافت.
- باقلانی در کتاب “التمهید“ به دفاع از نظریه خلافت پرداخت و بر ضرورت اطاعت از حاکم تأکید کرد.
- جوینی در “غیاث الأمم“ به بررسی شرایط اضطراری در حکومت پرداخت و نظریه سلطنت مشروع را ارائه کرد.
- غزالی در “احیاء علوم الدین“ بر نقش دین در سیاست تأکید کرد و معتقد بود که خلافت باید به وسیله علما هدایت شود.
- فخر رازی نیز در تفکرات خود به دفاع از اشعریگری در برابر فلاسفه و معتزله پرداخت.
تأثیر اندیشه اشاعره بر حکومتهای اسلامی
با قدرت گرفتن حکومتهای اسلامی در دوره عباسیان، سلجوقیان و عثمانیان، اندیشه اشعری بهعنوان جریان غالب مورد حمایت قرار گرفت.
- عباسیان: علمای اشعری مشروعیت خلافت عباسی را توجیه میکردند و نظریه اطاعت از حاکم را تقویت کردند.
- سلجوقیان: نظامالملک، وزیر قدرتمند سلجوقی، مدارس نظامیه را تأسیس کرد و اندیشه اشعری را در این مدارس گسترش داد.
- عثمانیان: اندیشه اشاعره در قالب نظریه سلطنت مشروع در امپراتوری عثمانی به کار گرفته شد و مفتیان عثمانی مانند ابن کمالپاشا و ابوسعود افندی از آن حمایت کردند.
خلافت از دیدگاه اشاعره
در اندیشه سیاسی اشاعره، خلافت یک نهاد ضروری برای حفظ دین و اداره جامعه است. برخلاف دیدگاه معتزله که انتخاب خلیفه را امری عقلانی میدانستند، اشاعره به نظریه “النص و الغلبة“ معتقد بودند، به این معنا که خلافت یا باید بر اساس نص شرعی تعیین شود یا از طریق غلبه و پیروزی نظامی به دست آید. این دیدگاه باعث شد که خلافت امویان، عباسیان و عثمانیان از سوی علمای اشعری تأیید شود، حتی اگر خلفا مشروعیت اخلاقی کافی نداشتند.
ریشههای فلسفی و کلامی اشاعره
اشاعره از سنت فکری اهل حدیث تأثیر گرفتند اما تلاش کردند میان نصگرایی و عقلگرایی تعادلی برقرار کنند. آنها برخلاف معتزله، عقل را مستقل از وحی نمیدانستند و تأکید داشتند که بسیاری از مسائل دینی را تنها از طریق نقل (قرآن و حدیث) میتوان درک کرد. همچنین، آنها در مقابل فلاسفه اسلامی مانند ابن سینا و فارابی، رویکردی محتاطانه به عقل اتخاذ کردند.
نقدهای وارد شده بر اندیشه اشاعره
معتزله و فلاسفه اسلامی اشاعره را به دلیل عدم تأکید کافی بر عقل نقد کردهاند. همچنین، سلفیان و وهابیان معتقدند که اشاعره در برخی موارد از تعالیم اسلامی دور شدهاند و به تأویل بیش از حد متون دینی پرداختهاند. این اختلافات باعث شده که اشاعره در برخی دورههای تاریخی تحت فشار قرار گیرند.
نقش اشاعره در تدوین فقه و شریعت اسلامی
بسیاری از علمای اشعری به فقه شافعی و مالکی تعلق داشتند. آنها نقش مهمی در تفسیر احکام شرعی و اجتهاد اسلامی ایفا کردند و مباحث کلامی را در توسعه اصول فقه وارد نمودند.
تأثیر اندیشه اشاعره بر صوفیه
اشاعره به ویژه از طریق امام غزالی تأثیر زیادی بر تصوف گذاشتند. غزالی تلاش کرد که میان تصوف و کلام اشعری پیوند برقرار کند و در نتیجه، بسیاری از جریانهای صوفیه به دیدگاههای اشعری نزدیک شدند.
اندیشه اشاعره در دوران معاصر
در دوران معاصر، اشاعره در مواجهه با مدرنیسم و سکولاریسم تلاش کردهاند تا اندیشههای خود را با چالشهای جدید تطبیق دهند. در عین حال، برخی علمای اشعری به جریانهای اسلامگرای معاصر مانند اخوانالمسلمین و سلفیها واکنش انتقادی نشان دادهاند.
مقایسه تطبیقی اندیشه سیاسی اشاعره و سایر مکاتب
در مقایسه با شیعه امامیه، اشاعره مشروعیت حکومت را بیشتر بر مبنای تسلط و غلبه میدانند، در حالی که شیعیان بر نظریه امامت تأکید دارند. همچنین، خوارج برخلاف اشاعره که به اطاعت از حاکم اعتقاد دارند، حکومت ظالمان را نامشروع میدانند.
نتیجهگیری
اندیشه سیاسی اشاعره، بهعنوان یکی از مکاتب تأثیرگذار در تاریخ اسلام، توانست مبانی مشروعیت حکومتهای اسلامی را پایهگذاری کند. تأکید این مکتب بر قضا و قدر، ضرورت اطاعت از حاکم و پیوند دین و سیاست، موجب شد که قرنها مورد پذیرش حکومتهای اسلامی باشد. امروزه، با وجود چالشهای فکری جدید، اشاعره همچنان یکی از جریانهای مهم در اندیشه اسلامی بهشمار میآید.



