نقش آدم و حوا در ذهنیت مسلمانان از حکومت

0
Adam and Eve
Adam and Eve

اندیشه سیاسی در اسلام بدون درک ساختار ذهنی تاریخی مسلمانان قابل فهم نیست. به این منظور در این نوشته تلاش می‌شود با رجوع به روایت آدم و حوا به صورت خلاصه ذهنیت مسلمانان از حکومت نشان داده شود. این نوشته برداشتی از مرقومات پاتریشیا کرون در کتاب تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام می‌باشد.

سوال قابل طرح از این قرار است: مسلمانان در دوران کهن در باب این که انسان‌ها چگونه دارای حکومت شده‌اند، چه اندیشه‌ای داشته‌اند؟ به عبارت دیگر، منشأ دولت از نظر آنان چه بوده است؟ در پاسخ به این پرسش اجمالاً می‌توان گفت آنان به طور معمول حکومت را پدیده‌ای نمی‌دانستند که رشد و تحول یافته و در طول زمان به تکامل رسیده است، بلکه تصورشان این بود که حکومت از آغاز وجود داشته است. لازم است با تفصیل بیشتر به این پاسخ اجمالی بپردازیم، زیرا همین نگرش بنیادی‌ترین پیش‌فرض‌های مسلمانان در باب اندیشه سیاسی را شکل داده است.

تلقی مسلمانان در دوران کهن از دولت

امروزه واژه دولت اساسا به تحولات سیاسی و اجتماعی در دوران جدید باز می گردد. در این دوران واژه دولت عمدتا حول دو معنا قابل فهم است:

  • نخست؛ به مجموعه نهادهای حکومتی اطلاق می‌گردد.
  • دوم؛ به جامعه‌ای گفته می‌شود که دارای نظم سیاسی مشخصی بوده و از چنین نهادهایی برخوردار است.

بر خلاف این فهم از دولت در دوران معاصر، مسلمانان دوران کهن واژه‌ای در اختیار نداشتند که بر مفهوم دولت به هیچ یک از دو معنی آن دلالت کند. آنان بیش از آنکه خود را تحت حاکمیت نهادهای سیاسی بدانند، تلقی‌شان این بود که تحت حاکمیت افراد هستند.

مسلمانان آنگاه که باید به این پرسش می‌اندیشیدند که چرا حکومت وجود دارد، در پاسخ به نقش و کارکرد آن توجه می‌کردند: حاکمان کارهای متفاوتی انجام می‌دهند و نقش‌های گوناگونی به عهده دارند که ضروری است و این ضرورت از ماهیت نوع بشر و طبیعت انسانی ناشی می‌شود. آنان به ندرت به این پرسش تاریخی توجه می‌کردند که نهادهای حاکم چگونه رشد و تحول یافته‌اند یا برای نخستین بار در چه زمانی پدید آمده‌اند. از داستان آفرینش در فرهنگ اسلامی می‌توان دریافت که دیدگاه مسلمانان دوران قدیم با تلقی رایج در سده‌های میانه غرب متفاوت بوده است. در آن دوران، در غرب حکومت را برآمده از مرحله تازه‌ای از رشد و تحول تاریخ بشر می‌دانستند که در هبوط ریشه دارد. تلقی مسلمانان به گونه‌ای است که گویی تلویحاً چنین می‌پندارند که حکومت حتی قبل از آفرینش نوع بشر هم وجود داشته است.

داستان آدم و حوا و منشأ حکومت

بخشی از داستان آفرینش را که به بحث ما مربوط می‌شود، می‌توان چنین خلاصه کرد: هنگامی که خدا آسمان، زمین، فرشتگان و جن را آفرید، ابلیس (شیطان بعد از هبوط) را نیز خلق کرد و ابلیس نخستین مخلوقی بود که به قدرت (مُلک) دست یافت. خدا ابلیس را حاکم و فرمانروای زمین و آسمان فرودین و نگهبان بهشت کرد یا مطابق با روایتی دیگر، او را در میان جنیان داور و حکم قرار داد. جنیان نخستین ساکنان زمین بودند و برای خودشان پادشاهان، پیامبران و دین و ایمان خاصی داشتند و از عمر طولانی و وفور نعمت و برکت بهره‌مند بودند. سپس شرارت پیش گرفتند و در زمین فساد کردند. آن‌گاه ابلیس با سپاه خویش به جنگ آنان رفت و شکست‌شان داد و همین موجب غرور او شد.

بر طبق بعضی روایت‌های دیگر، ابلیس از جمله جنیانی بود که خداوند لشکری از فرشتگان را به جنگ آن‌ها فرستاد و در میدان نبرد، ابلیس اسیر فرشتگان شد و چون در میان فرشتگان رشد و نمو کرد، دچار غرور شد. در روایتی دیگر، توفیق و کامیابی ابلیس در امر قضاوت و داوری در میان جنیان موجب غرور او شد و او را به جنگ با آن‌ها کشاند. به هر حال، خدا می‌دانست که ابلیس دچار غرور شده است و آدم را آفرید تا ابلیس ماهیت واقعی خود را نشان دهد. ابلیس از سجده کردن به آدم خودداری ورزید و به همین دلیل به قعر دوزخ فرستاده شد. خدا سپس حوا را آفرید. ابلیس به شکل ماری بر حوا ظاهر شد و او را فریب داد و حوا و آدم از میوه ممنوعه خوردند و در پی آن از بهشت بیرون رانده شدند.

تأثیر هبوط بر نظم انسانی

در برخی روایت‌ها آمده است که حوا به کیفر این نافرمانی دچار رنج‌هایی همچون عادت ماهانه، بارداری و زایمان شد. این تفاسیر نیازمند بررسی عمیق‌تر منابع و تحلیل‌های دینی هستند. آدم و حوا پیش از آن مجبور به انجام کاری نبودند و اکنون ناچار شدند به کار روی آورند. آن‌ها و فرزندانشان باید رنج “شخم زدن، کاشتن، آبیاری، درو کردن، خرمن‌کوبی، آسیاب کردن، ورز دادن خمیر، ریسندگی، بافندگی و شستن” را که در بهشت از انجام آن معاف بودند، بر خود هموار کنند. بدین سان، هبوط به گونه‌ای بنیادین اوضاع و احوال زندگی انسانی و شرایط خاص حیات انسان را تحت تأثیر قرار داد و دگرگون کرد.

در روایت‌های اسلامی در باب آفرینش، به از دست رفتن جاودانگی و بی‌مرگی چندان اشاره‌ای نشده است و انسان پس از هبوط چندان گناه‌آلودتر از پیش نیست. تاریخ بشری به داستان بهشت از دست رفته و بهشت بازیافته تبدیل نمی‌شود. بسیاری از صاحب‌نظران برآنند که آن بهشتی که آدم و حوا از آن اخراج شدند، همان بهشتی نیست که بندگان صالح خدا سرانجام در آن مقیم خواهند شد.

حکومت در روایت اسلامی

هبوط واقع می‌شود، اما آدم و حوا از جهاتی به زندگی نیمه‌بهشتی خود ادامه می‌دهند؛ این زندگی شاید به نوعی بازتابی از شرایط بهشت باشد که در آن نیازهای مادی ساده‌تر و ارتباط با خداوند نزدیک‌تر بوده است، هرچند با سختی‌های جدیدی چون کار و تولید همراه شده است. آدم خلیفه و کارگزار خدا بر روی زمین و برخوردار از قدرت و اقتدار (مُلک و سلطان) است. او و فرزندش شیث، هر دو پیامبر نیز هستند و خدا قوانین و دستورات خود را به آن‌ها وحی می‌کند. آدم، به هنگام مرگ، رهبری و ریاست را به شیث می‌سپارد و از آن پس نیز هر یک از رهبران بعدی وصیت‌نامه‌اش را به همراه “حاکمیت سیاسی و تدبیر کسانی که در تحت قدرت او به سر می‌برند” به جانشین خود تسلیم می‌کند.

زندگی این مردان الهی آکنده از اخلاص و تقوا است و به عبادت خدا عمر می‌گذرانند، بی‌هیچ احساس و اندیشه حسد، نفرت و حرص. اما هنگامی که قابیل هابیل را کشت، ناچار کوهستان نیمه‌بهشتی محل سکونت آدم را ترک کرد تا در جایی دیگر زندگی کند و در آن‌جا بود که فرزندان او به “گردنکشان متکبر” (جباران و فراعنه) بدل شدند.

نتیجه‌گیری

داستان آدم و حوا در فرهنگ اسلامی تنها یک روایت دینی نیست، بلکه ابزاری است که نشان می‌دهد چگونه مفاهیمی نظیر حکومت و نظم اجتماعی در ذهنیت مسلمانان دوران کهن جای گرفته‌اند. به عنوان مثال، می‌توان به نقشی که ابلیس در شکل‌دهی به ساختار قدرت و نظم اولیه ایفا می‌کند، اشاره کرد؛ او که به عنوان نخستین حاکم و داور در میان جنیان منصوب شد، نخستین تجربهٔ قدرت و حکومت را در این روایت به تصویر می‌کشد. این داستان نشان می‌دهد که حکومت در دیدگاه مسلمانان، پدیده‌ای نیست که در اثر تحولات تاریخی به وجود آمده باشد، بلکه امری الهی است که از ابتدا در نظام آفرینش جای داشته است. به این ترتیب، حاکمیت خدا بر همه مخلوقات و ضرورت وجود نظم اجتماعی، مفاهیمی بنیادین در این نگرش محسوب می‌شوند.

درک این نکته بسیار حائز اهمیت است. چرا که پس از این خواهیم دید که اندیشه‌ی سیاسی در اسلام اصولا حول همین منطق شکل گرفته است. اینکه حکومت همواره از روز ازل تا به ابد وجود دارد و همانا از آن خداوند است. خواهیم دید که این باور چگونه موجب شکل گیری شریعت نامه نویسی یا همان رویکرد فقهی به سیاست شده است. این باور چگونه موجب تغییر فلسفه یونانی نزد مسلمانان می‌شود . و چگونه در دوران معاصر جنبش‌های اسلامگرایی به واسطه‌ی این باور به تقابل با مدرنیسم و عقلانیت بشری روی می‌آورند.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here