مقدمه
در تاریخ معاصر جهان اسلام، یکی از جریانهای مهم فکری که نقش چشمگیری در شکلدهی به تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته است، جریان اندیشمندان مسلمان مترقی (سکولار) یا همان نوگرایان مسلمان است. این گروه از متفکران، برخلاف اصلاحطلبان دینی که در پی آشتی دادن دین و مدرنیته بودهاند، کوشیدهاند تا مدرنیته و عقلانیت را بهعنوان بنیان جوامع نوین تثبیت کنند؛ حتی اگر به معنای جدایی دین از سیاست و نهادهای عمومی باشد.
این جریان در بیش از یک قرن گذشته، از آغاز تماس جدی جوامع اسلامی با تمدن غربی تا امروز، مسیر پرفرازونشیبی را طی کرده است. از پیشگامان تجددخواهی در قرن نوزدهم گرفته تا روشنفکران سکولار و مترقی سده بیستم و بیستویکم، همه بر این باور بودهاند که تنها با فاصلهگذاری میان دین و دولت و تأکید بر عقلانیت و آزادیهای انسانی، میتوان راه توسعه را در جوامع مسلمان گشود.
آغاز نوگرایی سکولار در جهان اسلام
نوگرایی سکولار در جوامع اسلامی در نیمه دوم قرن نوزدهم شکل گرفت. در این دوره، تماس مستقیم با اروپا و مشاهده دستاوردهای تمدنی غرب، پرسشهای عمیقی را در میان نخبگان مسلمان برانگیخت. چرا اروپا پیشرفت کرد و ما عقب ماندیم؟ چگونه میتوان بدون وابستگی، به توسعه و مدرنیزاسیون دست یافت؟
در این بستر، روشنفکرانی چون رفاعه رافع طهطاوی در مصر و میرزا فتحعلی آخوندزاده در قفقاز و ایران آغازگر یک نگاه تازه بودند. آنان به جای تمرکز بر اصلاح دینی، مستقیماً بر ضرورت آموزش مدرن، علوم تجربی، عقلانیت و دولت سکولار تأکید کردند. این آغاز راهی بود که بعدها به اندیشههای نوگرایان مسلمان سکولار در قرن بیستم و بیستویکم انجامید.
عصر مشروطه و مدرنیزاسیون سیاسی
در اوایل قرن بیستم، با شکلگیری جنبشهای مشروطهخواهی و تلاش برای ایجاد حکومتهای قانونمدار، نوگرایان مسلمان سکولار نقش مهمی ایفا کردند. در ایران، عثمانی و مصر، متفکرانی ظهور کردند که بر تفکیک دین از قانونگذاری و لزوم ایجاد نهادهای مدرن تأکید داشتند.
این دوره شاهد شکلگیری ایدههایی بود که بر پارلمان، قانون اساسی، آزادی مطبوعات و حقوق شهروندی تأکید داشت. نوگرایان مسلمان بر این باور بودند که تنها با استقرار نهادهای سکولار میتوان از استبداد دینی و سیاسی رها شد و مسیر پیشرفت را پیمود.
میاندوره: از استقلال تا دولتهای مدرن
با فروپاشی امپراتوری عثمانی و استقلال بسیاری از کشورهای مسلمان در نیمه نخست قرن بیستم، نوگرایان مسلمان سکولار بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفتند. آنان در برابر دو جریان قدرتمند قرار داشتند: از یکسو، نیروهای سنتگرا و بنیادگرا که بازگشت به گذشته را راه نجات میدانستند؛ و از سوی دیگر، دولتهای ملیگرایی که گاه با اقتدارگرایی، پروژه مدرنیزاسیون را پی میگرفتند.
نوگرایان مسلمان در این دوران، بر اهمیت آموزش سکولار، آزادیهای فردی، برابری شهروندی و استقلال نهادهای علمی و فرهنگی تأکید داشتند. هرچند بسیاری از آنان با فشار سیاسی و اجتماعی روبهرو شدند، اما آثار و نوشتههایشان همچنان الهامبخش نسلهای بعدی باقی ماند.
دوران معاصر: از دهه ۱۹۶۰ تا امروز
از نیمه دوم قرن بیستم، با اوجگیری جنبشهای آزادیخواهانه و گسترش ارتباطات جهانی، اندیشههای سکولار مترقی در میان روشنفکران مسلمان ابعاد تازهای یافت.
در این دوره، اندیشمندان مسلمان مترقی (سکولار) یا همان نوگرایان مسلمان علاوه بر تأکید بر سکولاریسم و عقلانیت، به موضوعاتی چون عدالت اجتماعی، آزادی اندیشه، نقد ایدئولوژیهای تمامیتخواه و ضرورت جامعه مدنی پرداختند. بسیاری از آنان بر این باور بودند که برای تحقق توسعه پایدار، باید ساختارهای سنتی کنار گذاشته شود و حاکمیت قانون، حقوق شهروندی و مشارکت دموکراتیک جایگزین گردد.
در سده بیستویکم، با گسترش فضای دیجیتال و ارتباطات جهانی، اندیشههای این گروه بیش از پیش در دسترس قرار گرفت و به بحثهای عمومی راه یافت. نوگرایان مسلمان امروز در برابر چالشهای تازهای چون بنیادگرایی جدید، اقتدارگرایی سیاسی و بحرانهای جهانی ایستادهاند، اما همچنان بر اصول سکولاریسم، عقلانیت و آزادی تأکید دارند.
ویژگیهای کلیدی نوگرایان مسلمان در یک قرن اخیر
- تکیه بر آموزش مدرن و علوم تجربی بهعنوان پایه توسعه.
- جدایی نهاد دین از دولت برای ایجاد حکمرانی عقلانی و پاسخگو.
- قانونگرایی و مشروطهخواهی در برابر استبداد سنتی و دینی.
- آزادی اندیشه و بیان بهعنوان شرط شکوفایی فردی و اجتماعی.
- برابری شهروندی فارغ از دین، مذهب، قومیت یا جنسیت.
- نگاه انتقادی به سنتهای ایستا و تلاش برای بازسازی فرهنگ در پرتو مدرنیته.
چالشها و مقاومتها
اندیشمندان مسلمان مترقی (سکولار) در ۱۰۰ سال اخیر همواره با مخالفتها و چالشهای جدی روبهرو بودهاند. از اتهام به غربزدگی گرفته تا مخالفت روحانیت سنتی و حتی فشارهای سیاسی، این جریان بارها سرکوب شده است. بااینحال، اندیشههای آنان هرگز خاموش نشد و در قالب کتابها، مقالات، دانشگاهها و رسانهها به حیات خود ادامه داد.
این جریان فکری نشان داد که حتی در شرایط دشوار، ایدههای مدرنسازی، سکولاریسم و تجددخواهی میتوانند نسلهای تازهای از روشنفکران را الهام بخشند و مسیر تحولات اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهند.
جمعبندی
اندیشمندان مسلمان مترقی (سکولار) یا همان نوگرایان مسلمان، جریانی ریشهدار در تاریخ معاصر جهان اسلام هستند که از قرن نوزدهم آغاز شده و تاکنون ادامه یافتهاند. از طهطاوی و آخوندزاده گرفته تا متفکران معاصر، همه در پی آن بودهاند که راه توسعه و پیشرفت را نه از دل اصلاحات دینی، بلکه از مسیر عقلانیت، سکولاریسم و نهادهای مدرن جستوجو کنند.
این جریان با وجود همه مخالفتها و محدودیتها، همچنان نقشی تعیینکننده در شکلدهی به گفتمان آزادی، عدالت و مدرنیزاسیون در جوامع مسلمان دارد. بررسی اندیشههای آنان نهتنها بخشی مهم از تاریخ فکری معاصر را روشن میسازد، بلکه چشماندازی برای آینده جوامع اسلامی فراهم میآورد.