موقعیت قدیمی نسبت میان برهنگی و مجازات
قرن 19 میلادی است. بندر بوشهر در جنوب ایران. حوالی غروب جسد زنی را از درون دریا بیرون میآورند. کسی چیزی نمی گوید سکوت تمام طول ساحل را فرا گرفته است. هیچ سوالی در میان نیست. جمعیتی که آنجا جمع شده به خوبی زن را میشناسند. آشنایی با آن زن برای مردم شهر به روز گذشته باز میگردد. به زمانی که وی را به همراه دو زن دیگر در میدان شهر برهنه کرده بودند. یکی دیگر از زنها دیده شده که پیش از طلوع آفتاب به همراه خانواده شهر را ترک کرده است. از زن دیگر هیچ خبری نیست. نه خودش و نه خانوادهاش.
موضوع چندان پیچیده نیست. سه خانواده متلاشی شدند. زندگی چند نفر طی دو روز گذشته نابود شده است. همسران این زنان نوکران کارگزار بوشهر بودند که از پرداخت عوارض گمرکی طفره میرفتند. تصمیم بر آن شد که زندگی این افراد متلاشی گردد. نه کسی را اعدام کردند، نه کسی به زندان افتاد و به کسی تازیانه هم نزدند. تنها همسران این افراد را در میدان شهر برهنه کردند.
فقره فوق ناظر بر آن است که برهنه کردن زنان بالاترین مجازات در خاورمیانه بوده است. میتوان ادعا کرد که حتی از اعدام نیز مجازات شدیدتری محسوب میگردید. با اعدام، یک نفر کشته میشود اما در برهنه کردن زنها، خانوادهی آنها و حتی شاید کلونیهای بزرگتر انسانی متلاشی میگردید. آنچه که موجب شکلگیری چنین مجازات خانمان سوزی شده، ساختار فرهنگی تاریخی است که بدن زن را به مثابهی یک موجود افسانهای تلقی میکند که با یک جادو همراه است. این موجود افسانهای تا زمانی زنده است که دیده نشود. به محض آنکه این موجود افسانهای برای کس یا کسانی عیان گردد جادو به زندگی آن موجود پایان میدهد.
در خاورمیانه باور بر این بوده که زن جزئی از اموال مرد محسوب میشود. حق مالکیت این دارایی با انحصار نمایش بدن زن برای وی منعقد میگردید. تنها کسی که مجاز به دیدن بدن زن است همسر وی میباشد و چنانچه بدن زن برای دیگران به نمایش در آید عملا به معنای هتک ناموس و فروپاشی حریم خصوصی، و سلب مالکیت اموال فرد میباشد.
این ساختار متصلب تاریخی برای قرنها روابط اجتماعی در خاورمیانه را شکل داده بود. شاید از معدود ساختارهای ذهنی است که فارغ از حضور حاکم جبار میتوانست روابط اجتماعی را نظم دهد. به بیان دیگر حضور این ساختار در ذهنیت افراد به حدی قدرتمند بوده که نیازی به حضور قدرت قاهری در مافوق اجتماع نیست. افراد با باور و تمکین از این ساختار قدرتمند تاریخی رفتارهای خود نظم داده و از منطق نهفته در این ساختار پیروی میکردند. اما همین ساختار متصلب که ضامن نظم اجتماعی است موجب شکلگیری شدیدترین مجازات شده است. مجازاتی که میتواند دودمان افراد را بر باد دهد.
موقعیت جدید نسبت برهنگی و مجازات
تگ دخترـ علوم ـ تحقیقات فضای مجازی را پر کرده است. تحلیلگران سیاسی و اجتماعی در رسانههای مختلف به نقد صریح و رادیکال از حکومت مذهبی در ایران مشغول هستند. به شکل شگفت انگیزی همگان متفق القول به سرزنش حکومت اسلامی و سیاست حجاب اجباری مشغول هستند. آنچه که موجب شده تا یک دنیا علیه سیاست حجاب اجباری حکومت اسلامی معترض شوند، اقدام به برهنگی آهو دریایی در مقابل درب ورود دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات بوده است.
آهو دریایی، دانشجوی تهرانی، هنگامی که قصد ورود به دانشگاه را داشت با مزاحمت مامور حراست مواجه میشود. حجاب آهو مورد تایید مامور نیست و از ورود وی به دانشگاه ممانعت میکند. گویا به لباس آهو نیز آسیبی وارد کرده است. آهو در اعتراض به سیاست حجاب اجباری و رفتار مامور حراست دانشگاه، خود را برهنه میکند.
وقتی کنشی اعتراضی، همراهی افکار عمومی را با خود داشته باشد، دیگر فقط اعتراض نیست. این حرکت مجازات عواملی است که شرایط را برای زندگی روزمره مردم ایران تنگ کردهاند. افکار عمومی بر خلاف گذشته حامی فردیت انسانی و تقدس بخشی به زندگی مادی و اختیار انسان در امورات روزمره است. از انقیاد و یکسان سازی متنفر هستند و امکان تکثر را میسر مینمایند.
برهنگی و مجازات در دو موقعیت
در دو رویداد فوق «برهنگی» و «مجازات» مقولههای اساسی هستند که در موقعیتهای متفاوت منطق متفاوتی را شکل میدهند.
در موقعیت اول به واسطهی حضور ساختار فرهنگی تاریخی در خاورمیانه برهنگی زن بزرگترین مجازات وی و بستگان وی است که احتمالا مورد طرد و عتاب اجتماع قرار گرفتهاند. استیلای ساختار فوق این امکان را فراهم ساخته که اجتماع انسانی بتواند از این طریق انتقام خود از افراد مورد غضب را بگیرد.
در موقعیت دوم شاهد یک تحول اساسی هستیم. برهنگی آهو دریای به واسطهی حمایت افکار عمومی معطوف به مجازات نظام سیاسی میشود که مشروعیت خود را حفظ و تداوم همان ساختار فرهنگی تاریخی فوق تعریف کرده است. رژیم مذهبی حاکم بر ایران آنچنان به اقتدار و استحکام ساختار فوق باور داشت که تصور میکرد مادامی که به حفظ و حراست از این ساختار می کوشد، مورد حمایت بخش عظیمی از مردم ایران و خاورمیانه خواهد بود.
این تحول ناظر بر آن است که فردیت ایرانی و توافق اجتماعی حامی این فردیت متولد شده است. ساختار فرهنگی تاریخی که فردیت را مورد انقیاد قرار میداد رو به احتضار بوده و نفسهای آخر خود را میکشد. مهمترین نتیجهی این تحول فروپاشی ساختار فرهنگی و تاریخی در عرصهی عمومی ایران است.
روزگاری گمان بر این بود نه تنها حفظ و حراست از این ساختار عامل مشروعیت بخشی به حکومت در این سرزمین است بلکه چنین تلقی میگردید که ارتباط موفق نیروها و کنشگران اقتصادی و سیاسی خارجی با مردم این منطقه نیز منوط به احترام و تبعیت از این ساختار است.
اما برهنگی آهو دریایی لحظهی تاریخی است که نشان میدهد ایران دستخوش تحولات بنیادینی گشته است. فردیت و نیل به ارزشها و حقوق انسانی به مراتب بیش از ساختار مندرس و فرسودهی تاریخی از اقبال جامعه و افکار عمومی برخوردار است. ممکن است این تحول فراتر از مرزهای سرزمین ایران در منطقه خاورمیانه صورت گرفته باشد. اما فعلا آهو دریایی آن را در حیطهی ایران هویدا ساخته است.
اگرچه آهو دریایی برای مردم ایران یک فرصت است تا مجددا حول ارزشهای نوین با یکدیگر به تعامل پرداخته و در نقد حکومت مذهبی فعالیت کنند اما برای نیروهای سیاسی و اقتصادی خارجی هم پیام مشخصی دارد. آنهایی که تصور میکنند با احترام کاذب به ساختار فرهنگی تاریخی محتضر میتوانند به میزان قابل توجهی نفوذ در این سرزمین دست یابند با چه اشتباه فاحشی مواجه هستند. جامعهی ایران دگرگون شده است اگرچه هنوز نظام سیاسی حاکم بر این سرزمین کماکان حافظ همان ساختار مندرس رو به انحطاط است اما مردم ایران از دنیایی جدید با ارزشهای نوین سخن میگویند. باورتان نمی شود؟ از آهو دریایی بپرسید.



