مقدمه: چرا مشروعیت قلب سیاست است؟
در جهان سیاست، دولتها با ابزارهای گوناگون قدرت را حفظ میکنند؛ از ارتش و دستگاه امنیتی گرفته تا رسانهها و منابع اقتصادی. با این حال، تجربهی تاریخ نشان داده که هیچ حکومتی صرفاً با تکیه بر زور پایدار نمانده است. آنچه باعث دوام یک نظام میشود، چیزی فراتر از قدرت مادی است: مشروعیت سیاسی.
مشروعیت، یعنی باور مردم به اینکه اطاعت از یک قدرت سیاسی «حق» است و حکومتکردن آن قدرت موجه و مصلحتمند تلقی میشود. همین باور، تمایز میان یک «دولت پایدار» و یک «قدرت سرکوبگر زودگذر» را رقم میزند.
این مقاله تلاش میکند با مرور اندیشههای کلاسیک، دیدگاههای مدرن، نمونههای تاریخی و چالشهای معاصر، تصویری جامع از مفهوم مشروعیت سیاسی به دست دهد.
مشروعیت در اندیشه کلاسیک
مشروعیت در فلسفه یونان باستان
افلاطون مشروعیت را در پیوند با حکمت و فضیلت میدید. در نظر او، تنها «فیلسوف-شاه» میتواند مشروع باشد، زیرا اوست که حقیقت را میشناسد و میتواند جامعه را به سعادت رهنمون کند.
ارسطو اما مشروعیت را به «قانون» و «خیر عمومی» نسبت داد. از نگاه او، حکومت زمانی مشروع است که برای منفعت همگانی باشد، نه منفعت فرد یا طبقهای خاص.
مشروعیت در سنت اسلامی
فارابی در کتاب آراء اهل مدینه فاضله مشروعیت را بر دو ستون بنا میکند: عقل و وحی. حاکم مشروع کسی است که به عقل فعال متصل باشد و در عین حال، هدایت وحیانی را نمایندگی کند.
دیگر متفکران مسلمان همچون ماوردی یا غزالی، مشروعیت را بیشتر به شریعت و بیعت امت پیوند زدند. از نظر آنان، خلیفه یا سلطان مشروع کسی است که از یکسو به شریعت ملتزم باشد و از سوی دیگر، با رضایت (ولو نسبی) جامعه قدرت بگیرد.
مشروعیت در اروپا تا قرون وسطی
در قرون وسطی، مشروعیت بهطور کامل با الهیات پیوند خورده بود. پادشاهان مشروعیت خود را از «حق الهی» میگرفتند. کلیسا قدرت را تفویض میکرد و مخالفت با حاکم، نوعی شورش علیه اراده خداوند محسوب میشد.
چرخش به مدرنیته: مشروعیت از آسمان به زمین
رنسانس و روشنگری، مفهوم مشروعیت را دگرگون کرد.
- ماکیاولی قدرت را از اخلاق و دین جدا کرد و مشروعیت را در «کارآمدی» و «قدرت حفظ ثبات» دید.
- جان لاک مشروعیت را بر پایهی رضایت مردم گذاشت؛ اگر حاکم حقوق طبیعی شهروندان (زندگی، آزادی، مالکیت) را نقض کند، مردم حق شورش دارند.
- روسو مفهوم «اراده عمومی» را مطرح کرد؛ مشروعیت از زمانی پدید میآید که حکومت نماینده اراده جمعی شهروندان باشد.
اما نقطه عطف در قرن بیستم با ماکس وبر رقم خورد. وبر سه منبع مشروعیت را معرفی کرد:
- مشروعیت سنتی (حاکمیت بر پایه عادتها و سنتها)
- مشروعیت کاریزماتیک (فرهمندی و نفوذ شخصی رهبر)
- مشروعیت عقلانی-قانونی (ساختار حقوقی و بوروکراتیک دولت مدرن)
مشروعیت در عصر مدرن و معاصر
لیبرالدموکراسی
در نظامهای لیبرالدموکراتیک، مشروعیت بر پایهی انتخابات آزاد، قانون اساسی و تفکیک قوا بنا میشود. شهروندان مشروعیت نظام را به واسطه مشارکت سیاسی خود تأیید میکنند.
با این حال، بحرانهایی مثل کاهش اعتماد عمومی، نابرابری اقتصادی یا ظهور پوپولیسم میتواند مشروعیت را به چالش بکشد.
مشروعیت در دولتهای اقتدارگرا
در بسیاری از کشورهای اقتدارگرا، مشروعیت نه از صندوق رأی بلکه از کارآمدی اقتصادی، ملیگرایی یا ایدئولوژی گرفته میشود. برای مثال:
- چین مشروعیت حزب کمونیست را بر پایه رشد اقتصادی و بازسازی غرور ملی تثبیت کرده است.
- در روسیه پوتین، مشروعیت بیشتر به «بازگرداندن اقتدار ملی» و «حفظ ثبات» پیوند خورده است.
مشروعیت در جوامع اسلامی
در کشورهای اسلامی، مشروعیت معمولاً دوگانه است: دینی و مردمی. برخی نظامها مانند عربستان مشروعیت خود را از شریعت و سنت دینی میگیرند. برخی دیگر مانند ایران تلاش کردهاند ترکیبی از رأی مردم و ولایت فقیه را بهعنوان منبع مشروعیت معرفی کنند.
نمونههای تاریخی و معاصر
سقوط شوروی
اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۸۰ یکی از قدرتمندترین ارتشها و منابع طبیعی جهان را داشت، اما وقتی ایدئولوژی مارکسیسم-لنینیسم جذابیت خود را از دست داد و مشروعیت سیاسی فروریخت، قدرت نظامی هم نتوانست فروپاشی را متوقف کند.
ایالات متحده و بحران مشروعیت
ایالات متحده همواره به قانون اساسی و انتخابات آزاد بهعنوان منبع مشروعیت تکیه داشته است. با این حال، پدیدههایی مانند ترامپیسم، اعتراضات ضدنژادپرستی و شکاف عمیق حزبی، پرسشهایی درباره دوام این مشروعیت ایجاد کردهاند.
خاورمیانه و بحران مشروعیت
بسیاری از دولتهای خاورمیانه درگیر بحران مشروعیت هستند.
- انقلابهای عربی (۲۰۱۱) نشان داد که فقدان مشروعیت، حتی قدرتمندترین رژیمها را سرنگون میکند.
- ظهور گروههای اسلامگرا نیز ناشی از تلاش برای بازتعریف مشروعیت در برابر دولتهای سکولار ضعیف بود.
مشروعیت در عصر شبکههای اجتماعی
ورود رسانههای جدید، مشروعیت را وارد مرحلهای تازه کرده است.
- امروز دولتها تنها به صندوق رأی یا ایدئولوژی بسنده نمیکنند؛ بلکه باید روایت خود را در عرصه مجازی تثبیت کنند.
- یک ویدئوی اعتراضی میتواند پایههای مشروعیت را در چشم میلیونها نفر بلرزاند.
- از سوی دیگر، حکومتها نیز با بهرهگیری از ابزارهای تبلیغاتی آنلاین تلاش میکنند مشروعیت خود را بازتولید کنند.
تحلیل و چشمانداز آینده
مشروعیت سیاسی مفهومی ایستا نیست؛ در هر دوره و هر جامعه تعریفی تازه مییابد. اما یک اصل ثابت است: بدون مشروعیت، هیچ حکومتی پایدار نمیماند.
در آینده، به نظر میرسد سه روند مهم بر مشروعیت دولتها اثرگذار باشد:
- کارآمدی اقتصادی و عدالت اجتماعی → فقر و نابرابری مشروعیت را میفرساید.
- شفافیت و پاسخگویی در عصر دیجیتال → دولتهایی که نتوانند اعتماد آنلاین را حفظ کنند، دچار بحران مشروعیت خواهند شد.
- هویت و ارزشهای فرهنگی → بازگشت به دین، ملیگرایی یا ارزشهای بومی، منبعی تازه برای مشروعیت در برابر جهانیشدن خواهد بود.
نتیجهگیری
مشروعیت سیاسی ستون فقرات هر نظام سیاسی است. حکومتها میتوانند با ارتش یا ثروت دوام بیاورند، اما بدون مشروعیت دیر یا زود فرو میریزند.
از افلاطون و فارابی تا وبر و هابرماس، همه متفکران نشان دادهاند که مشروعیت نه یک شعار، بلکه شرط بقاست.
پرسش بنیادین همچنان پابرجاست: آیا در قرن بیستویکم مشروعیت بر پایه رضایت شهروندان بازتعریف خواهد شد، یا اقتدارگراییهای نوین موفق میشوند مشروعیت را بهگونهای دیگر تعریف کنند؟

