اندیشه سیاسی طبرسی، یکی از مهمترین میراثهای فکری شیعه در دوران میانه است که در پیوند با مبانی دینی، اصول عقلانی و ضرورتهای اجتماعی، تصویری منسجم از رابطه دین و سیاست ارائه میدهد. فضلبن حسن طبرسی، مفسر بزرگ شیعه و صاحب تفسیر مجمعالبیان، تنها یک مفسر قرآن نیست؛ بلکه در آثار خود، بهویژه در مقدمههای تفسیری و کتب اخلاقی و کلامی، بنیانی نظری برای اداره جامعه، نقش حاکم، رابطه امت و امام، و عدالت اجتماعی ارائه میدهد. در این مقاله، تلاش میشود تا ضمن معرفی مختصر طبرسی، به تحلیل ابعاد مختلف اندیشه سیاسی او پرداخته شود.
زندگی و زمانه فضلبن حسن طبرسی
جایگاه طبرسی در سنت فکری شیعه
طبرسی (متوفی 548 ق) در قرن ششم هجری در خراسان زندگی میکرد؛ دورهای که با تداوم شکافهای مذهبی، رشد حکومتهای شیعی، و گسترش نفوذ کلام معتزلی همراه بود. او از علمای بزرگ امامیه به شمار میرود و آثارش، بهویژه مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، نقشی بیبدیل در تثبیت رویکرد عقلگرایانه و اجتهادی در میان شیعیان دارد.
پیوند با جریان اعتدالگرای عقلگرا
در آثار طبرسی، نوعی گرایش به ترکیب آموزههای نقلی با اصول عقلانی معتزله مشاهده میشود. وی نه تنها به نصوص وفادار است، بلکه با تفسیر و تأویل منطقی و استدلالی، درک جدیدی از نقش دین در سیاست و اجتماع ارائه میکند. این ویژگی بهویژه در تحلیل اندیشه سیاسی طبرسی برجسته است.
مبانی کلامی اندیشه سیاسی طبرسی
نقش خداوند در حاکمیت سیاسی
نخستین پایه اندیشه سیاسی طبرسی، اصل توحید در حاکمیت است. او معتقد است که حکومت، در نهایت، از آن خداست و انسان تنها در چارچوب اراده الهی میتواند عهدهدار امر سیاسی شود. این نگاه، به طرز مستقیم به نظریه امامت شیعی پیوند میخورد.
جایگاه عقل در مشروعیت سیاسی
یکی از برجستهترین جنبههای اندیشه سیاسی طبرسی، تأکید بر نقش عقل است. او، مانند متکلمان معتزلی، بر این باور است که عقل انسانی میتواند خوب و بد را تشخیص دهد و در نتیجه، در فرآیند شناخت حاکم مشروع مؤثر است. از این دیدگاه، حکومت نمیتواند صرفاً بر اساس زور یا وراثت مشروع باشد.
مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی طبرسی
عدالت؛ معیار مشروعیت حاکم
در تحلیل اندیشه سیاسی طبرسی، عدالت نقشی محوری دارد. او در آثار خود، بهویژه در مباحث کلامی، تأکید میکند که امام یا حاکم، باید عادل باشد؛ نه تنها در رفتار فردی، بلکه در نظاممندی اجتماعی. حاکمی که عدالت را رعایت نکند، مشروعیت دینی خود را از دست میدهد.
عدالت اجتماعی و مسئولیت حکومت
برخلاف برخی دیدگاههای سیاسی سنی، طبرسی بر این باور است که حکومت وظیفه دارد شرایط عادلانه را برای تمام اقشار جامعه فراهم کند. او به آیات مربوط به قسط و عدل در قرآن استناد میکند و تفسیر اجتماعی از آن ارائه میدهد. در اینجا، اندیشه سیاسی طبرسی به حوزه حقوق عمومی نیز گسترش مییابد.
نسبت میان امامت و سیاست در اندیشه طبرسی
امام؛ رهبر دینی و سیاسی
طبرسی، مانند سایر متکلمان شیعه، امامت را نهتنها یک مقام دینی، بلکه جایگاه سیاسی میداند. او در مقدمه مجمعالبیان و دیگر آثارش، بهوضوح به این نکته اشاره دارد که امام، در زمان حضور، باید مسئولیت هدایت سیاسی امت را برعهده گیرد.
عصر غیبت و وظیفه فقها
از مهمترین چالشهای اندیشه سیاسی شیعه، مسئله غیبت امام عصر است. طبرسی به صراحت از جایگزینی فقها و عالمان دین در این دوره سخن نمیگوید، اما زمینه نظری برای این ایده را فراهم میسازد. در واقع، میتوان گفت اندیشه سیاسی طبرسی، حلقه اتصال مهمی میان نظریه امامت و ولایت فقیه در قرون بعد است.
رابطه دین و سیاست از منظر طبرسی
دین بهمثابه هدایت جامع زندگی
در نگاه طبرسی، دین تنها مجموعهای از احکام فردی نیست. بلکه چارچوبی جامع برای اداره جامعه، تأمین عدالت، و استقرار نظم است. بنابراین، سیاست بدون دین نه تنها ناقص، بلکه منحرف است.
نقد سکولاریسم ضمنی در جامعه اسلامی
اگرچه طبرسی با مفاهیم مدرن آشنا نبوده، اما نقدهای او بر حکومتهایی که شریعت را کنار گذاشتهاند، بهنوعی نقد سکولاریسم نیز محسوب میشود. طبرسی در اینجا، مرز روشنی میان نظام دینی و حکومتهای غیردینی میکشد.
اخلاق، سیاست و هدایت مردمان
سیاست بهمثابه خدمت، نه سلطه
طبرسی در آثار اخلاقی خود مانند مکارمالاخلاق، دیدگاههای دقیقی درباره مسئولیتپذیری حاکمان بیان میکند. از منظر او، سیاست باید مبتنی بر خدمت به مردم، مشورت با نخبگان، و رعایت اخلاق انسانی باشد. در این چارچوب، اندیشه سیاسی طبرسی را میتوان نوعی اخلاقگرایی سیاسی دانست.
توصیه به زهد و تقوا در اداره جامعه
یکی از آموزههای ثابت طبرسی، زهد و تقوا برای زمامداران است. به باور او، حکومت تنها در صورتی پایدار خواهد بود که اخلاق دینی بر آن حاکم باشد. این نگاه، فاصله معناداری با سیاستورزی ماکیاولیستی دارد.
تعامل با قدرتهای سیاسی زمانه
نگاه انتقادی به خلفای سنی
اگرچه طبرسی مستقیماً خلفای سنی را نقد نمیکند، اما با تأکید بر ویژگیهای امام عادل، نوعی نقد ضمنی بر حکومتهایی که مشروعیت خود را از شمشیر یا نسب میگرفتند، مطرح میسازد. به همین دلیل، اندیشه سیاسی طبرسی را میتوان بهنوعی موضعگیری نرم در برابر خلافت غیرشیعی دانست.
دعوت به اصلاح و نه شورش
نکته مهم آن است که طبرسی گرچه منتقد است، اما مروج خشونت یا انقلاب نیست. او بیشتر بر اصلاح اخلاقی و آگاهسازی مردم تأکید دارد. از این حیث، طبرسی به مصلحی دینی و اندیشمندی اصلاحطلب شباهت دارد.
میراث طبرسی در فقه سیاسی شیعه
تاثیر بر فقهای بعدی
اندیشه سیاسی طبرسی، بهویژه در زمینه پیوند دین و عدالت، بر اندیشمندانی چون محقق حلی، خواجه نصیرالدین طوسی و علامه حلی اثر گذاشت. او مبنای تفسیری و اخلاقیای را بنیان نهاد که در قرون بعد به فقه سیاسی شیعه شکل داد.
زمینهسازی برای نظریه ولایت فقیه
هرچند طبرسی به صراحت از ولایت فقیه سخن نمیگوید، اما تأکید او بر عقل، عدالت، و شریعت، از جمله مفاهیمی است که بعدها در نظریهپردازیهای سیاسی شیعه نقشی محوری ایفا میکنند. در نتیجه، میتوان گفت اندیشه سیاسی طبرسی، بستری مقدماتی برای تحول نظریات سیاسی در عصر صفوی و مشروطه بوده است.
جمعبندی
در نهایت، اندیشه سیاسی طبرسی، با تلفیق عمیق عقل، شریعت، و اخلاق، یکی از منسجمترین و متعادلترین رویکردهای اسلامی به سیاست را عرضه میکند. او در فضایی پرتنش، روایتی آرام و عقلمدار از رابطه دین و سیاست ارائه داد؛ روایتی که در جهان امروز نیز میتواند الهامبخش باشد.



