شیخ مفید (۳۳۶–۴۱۳ ق)، یکی از برجستهترین متکلمان و فقیهان شیعه امامیه، در دوران حساس و پرتلاطم عباسیان میزیست؛ عصری که در آن منازعات کلامی و سیاسی میان اهلسنت و شیعه به اوج خود رسیده بود. اندیشه سیاسی شیخ مفید نهتنها با آثار فقهی و کلامی در تثبیت آموزههای امامیه نقش مؤثری ایفا میکند، بلکه با تبیین نظریه امامت، تفسیری سیاسی از دین ارائه میدهد که تأثیر عمیقی بر نسلهای بعدی اندیشمندان شیعی همچون سید مرتضی و شیخ طوسی دارد.
زمینه تاریخی و اجتماعی
قرن چهارم هجری، عصر تنشهای سیاسی-مذهبی میان خلافت عباسی، جریانهای معتزلی، اشعری، و امامیه بود. در این دوره، شیعیان به دلیل اعتقاد به امامت خاص، از منظر خلافت عباسی تهدیدی بالقوه محسوب میشدند. اندیشهورزانی چون شیخ مفید، با استفاده از فرصت نسبیای که حکومت آل بویه فراهم کرده بود، به بازسازی نظری مبانی سیاسی تشیع پرداختند. تأسیس حوزه علمی بغداد، و پدیدار شدن یک نهاد علمی شیعی مستقل، زمینهساز تکوین نظریهای از سیاست مبتنی بر امامت شد.
اندیشه سیاسی شیخ مفید و جایگاه امامت
تعریف امامت
شیخ مفید در کتابهای خود مانند اوائل المقالات و الإرشاد، امامت را منصبی الهی، غیر انتخابی، و واجبالاتباع میداند که استمرار نبوت در بعد رهبری سیاسی و هدایت دینی جامعه است. از نظر او، امام باید از سوی خداوند منصوب شود و علم، عصمت، و توانایی تدبیر امور دینی و دنیوی را به نحو کامل دارا باشد.
«الإمام هو من نصبه الله لخلافة النبي في إقامة الأحکام و سياسة العباد» – اوائل المقالات
نقد خلافت خلفا
شیخ مفید با رویکردی انتقادی به خلافت سه خلیفه نخست اهلسنت مینگرد و آن را فاقد مشروعیت دینی میداند. او این خلافت را مبتنی بر شورا، بیعت یا غلبه میداند که در تعارض با اصل “نص الهی” است. این نگاه، چرخشی اساسی در فهم سیاست از منظر شیعی به وجود میآورد؛ زیرا مشروعیت حاکم نه از رأی مردم، بلکه از اراده الهی و نص معصوم ناشی میشود.
نسبت دین و دولت
ولایت امام معصوم
در اندیشه شیخ مفید، امام معصوم رأس هرم قدرت سیاسی و دینی است. او هم شارع است و هم حاکم؛ هم رهبر معنوی مردم و هم زمامدار امور اجرایی. این وحدت نهاد دین و سیاست، پایهای نظری برای شکلگیری الگوی حکومت دینی در تفکر شیعی ایجاد میکند.
غیبت امام و مسئله نیابت
یکی از مهمترین دغدغههای سیاسی شیخ مفید، تبیین نقش فقیهان در عصر غیبت کبری است. اگرچه او به صراحت نظریه ولایت فقیه را به صورت نظاممند ارائه نمیکند، اما در آثارش اشارات مهمی وجود دارد که نهاد فقاهت را به عنوان نماینده امام در امور قضا، فتوا و نظم اجتماعی معرفی میکند. او در پاسخ به این مسئله که در غیبت امام چه کسی باید امور سیاسی و دینی جامعه را برعهده گیرد، فقیهان جامعالشرایط را نایب عام امام میداند.
عناصر کلامی در اندیشه سیاسی شیخ مفید
اصل عدل
شیخ مفید به عنوان یک متکلم امامی با ریشههای معتزلی، بر اصل عدل تأکید دارد. از منظر او، خداوند هرگز امر به ظلم نمیکند، و بر همین مبنا، حاکم جائر، نه تنها فاقد مشروعیت است، بلکه مقابله با او وظیفهای دینی است. این نگاه، سیاست را از اخلاق و عدالت تفکیکناپذیر میداند و حکومتی را مطلوب میشمارد که هم مشروعیت الهی داشته باشد و هم عدالتمحور باشد.
عصمت امام
عصمت، رکن اساسی در نظریه سیاسی شیخ مفید است. بدون عصمت، امام نمیتواند مرجع سیاسی و دینی مردم باشد. این امر، به او قدرت ویژهای میدهد تا در عصر منازعات، مدلی از رهبری ارائه دهد که نه دستخوش خطای فردی است و نه وابسته به نوسانات سیاسی.
جایگاه عقل و اجماع
شیخ مفید برخلاف بسیاری از متکلمان اشعری، جایگاه عقل را در فهم دین و سیاست برجسته میداند. او در استنباط احکام و تحلیل امور اجتماعی، عقل را مکمل نقل میداند. همچنین در نقد نظریه اجماع اهل سنت، تصریح میکند که اجماع بدون حضور امام معصوم بیاعتبار است. از این رو، نهادهای سیاسی مانند خلافت مبتنی بر اجماع، فاقد مشروعیت دینی خواهند بود.
سیاست در مقام عمل: مواجهه با قدرت عباسی
با وجود موضع تئوریک شیخ مفید درباره امامت، او در مقام عمل، تعامل مشروط با قدرت سیاسی را پذیرفته است. رابطه او با آل بویه – که گرایش شیعی داشتند – نمونهای از این واقعگرایی سیاسی است. او هیچگاه بر شورش یا قیام مسلحانه علیه خلفای عباسی تأکید نکرد، بلکه تلاش کرد با تقویت نهاد علمی شیعه و تبیین مبانی نظری، زمینه را برای بازسازی جامعه شیعی فراهم کند.
نقش و جایگاه فقیه
شیخ مفید، برخلاف دورانهای پیش از خود که فقه عمدتاً ناظر به عبادات فردی بود، فقه را به سمت امور عمومی و اجتماعی سوق داد. مباحثی مانند قضا، جهاد، خمس، امر به معروف و نهی از منکر، و حدود الهی، در آثار فقهی او برجستگی یافتهاند. این امر، زمینه را برای ورود فقه شیعی به عرصه حکمرانی فراهم ساخت.
تأثیرگذاری بر اندیشه شیعه
اندیشه سیاسی شیخ مفید، پایهگذار یک خط فکری در تشیع امامی شد که در قرون بعدی توسط شاگردان او توسعه یافت. سید مرتضی نظریه نیابت عامه را صریحتر بیان کرد و شیخ طوسی آن را نظاممند ساخت. در نهایت، این جریان به تکوین نظریه ولایت فقیه در عصر صفوی و سپس بازتولید آن در قرن بیستم منجر شد.
جمعبندی و نتیجهگیری
شیخ مفید را میتوان پدر اندیشه سیاسی نظاممند شیعه دانست. او با تکیه بر مفهوم امامت الهی، عصمت، عدالت و نقش عقل، مدلی از حکومت دینی را ترسیم کرد که در آن، امام یا نایب او، محور مشروعیت و مدیریت جامعه است. تعامل او با قدرت، واقعگرایانه اما مشروط بود، و نقش فقه در عرصه عمومی را برجسته کرد. در جهانی که خلافت عباسی مشروعیت دینی را از اجماع و شورا میگرفت، شیخ مفید گفتمانی جایگزین و ریشهدار ارائه داد که تا امروز در سیاستورزی شیعه نقشآفرین است.
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر
- شیخ مفید، اوائل المقالات
- شیخ مفید، الإرشاد
- سید حسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرآیند تکامل
- رسول جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام
- ویلفرد مادلونگ، جانشینی حضرت محمد (ص)
-
حسن حسنزاده، اندیشه سیاسی شیعه در قرون اولیه



