اندیشه سیاسی شیخ طوسی

پیوند عقل، شریعت و اقتدار مذهبی

0
The political thought of Shaykh al-Tusi
The political thought of Shaykh al-Tusi

مقدمه: جایگاه شیخ طوسی در تاریخ تفکر سیاسی شیعه

اندیشه سیاسی شیخ طوسی یکی از ارکان بنیادین در شکل‌گیری نظریه‌های فقهی و سیاسی مذهب شیعه دوازده‌امامی به شمار می‌رود. شیخ محمد بن حسن طوسی، معروف به شیخ الطائفه، نه‌تنها فقیهی برجسته بلکه معمار نهادهای دینی و ساختارهای اجتماعی شیعه در قرون میانه بود. تأثیر او در تکوین ساختار فقهی و نظریه سیاسی شیعه امامیه را نمی‌توان نادیده گرفت. آثار او مانند المبسوط، الخلاف، العدة و تلخیص الشیخ نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری نگاه شیعه به حکومت، غیبت امام و نقش فقها داشته‌اند.

شیخ طوسی در عصری زندگی می‌کرد که امواج سیاسی و مذهبی در هم پیچیده بود؛ از یک‌سو خلافت عباسی در حال افول بود و از سوی دیگر سلطه آل بویه، با رویکردی شیعی، فضا را برای رشد اندیشه‌های امامیه فراهم کرده بود. این زمینه تاریخی، اندیشه سیاسی او را هم متأثر و هم نوآفرین کرده است.

زمینه تاریخی و اجتماعی دوران شیخ طوسی

برای فهم اندیشه سیاسی شیخ طوسی، باید نگاهی به شرایط دوران وی داشته باشیم. وی در سال ۳۸۵ هجری قمری در طوس به دنیا آمد و پس از مهاجرت به بغداد، نزد شیخ مفید و سید مرتضی شاگردی کرد. بغداد در آن دوران، مرکز علمی شیعه و در عین حال صحنه تنش‌های سیاسی بود.

سلطه آل بویه و رشد نهادهای دینی

سلطه آل بویه بر خلافت عباسی به شیعیان فرصت داد تا با حضور در مراکز علمی و تأسیس نهادهای دینی، در سیاست نیز نقش ایفا کنند. شیخ طوسی در چنین فضایی، هم در عرصه فقه و کلام و هم در سیاست‌ورزی غیرمستقیم، نقشی کلیدی داشت. با سقوط آل بویه و حمله سلجوقیان، خانه و کتابخانه شیخ به آتش کشیده شد؛ اما او به نجف رفت و پایه‌گذار حوزه علمیه این شهر شد.

مبانی اندیشه سیاسی شیخ طوسی

تفکیک بین زمان حضور امام و دوران غیبت

یکی از پایه‌های اندیشه سیاسی شیخ طوسی، تمایز بین دوران حضور امام معصوم و غیبت کبری است. او معتقد بود که در زمان حضور امام، مشروعیت سیاسی منحصر به اوست. اما در دوران غیبت، فقها به عنوان نائبان عام امام، نقش تنظیم‌کننده در حوزه اجتماع را ایفا می‌کنند.

به عبارت دیگر، طوسی راهکاری برای پر کردن خلأ قدرت در دوران غیبت ارائه کرد؛ بدون آن‌که به اصل امامت آسیب بزند. این دیدگاه به تدریج زمینه‌ساز نظریه ولایت فقیه در دوران‌های بعد شد.

جایگاه فقها در دوران غیبت

شیخ طوسی با استفاده از احادیث و مبانی اصولی، به فقها اختیاراتی چون قضاوت، دریافت خمس، و حتی اداره امور اجتماعی را اعطا می‌کند. او می‌نویسد:

“الفقیه العادل الذی تتوفّر فیه شروط الاجتهاد، له أن یتصدّى لما کان للإمام من الوظائف إذا لم یکن الإمام ظاهراً.”

این جمله به روشنی نشان می‌دهد که او نهاد فقاهت را جایگزینی مشروع برای غیبت امام می‌دانست، البته نه در معنای حکمرانی مستقیم، بلکه در حوزه اداره و نظارت شرعی.

سیاست در خدمت شریعت

در اندیشه طوسی، سیاست تابع شریعت است، نه بالعکس. او برخلاف برخی متفکران اهل سنت که خلافت را امری عقلی و ضروری می‌دانند، مشروعیت قدرت را منوط به پیروی از امام معصوم یا نایب او (فقیه جامع‌الشرایط) می‌داند.

تحلیل آثار شیخ طوسی در حوزه سیاست

۱. المبسوط فی فقه الإمامیة

این اثر فقهی عظیم نه تنها حاوی مباحث عبادات و معاملات است، بلکه فصولی نیز درباره جهاد، امامت، قضاوت و ولایت دارد. او در این کتاب، قضاوت فقیه و دریافت زکات و خمس در غیبت را مجاز می‌داند و این نشانگر نقشی است که برای فقیه در ساختار اجتماعی قائل است.

۲. الخلاف

این اثر که نوعی مقایسه تطبیقی میان فقه شیعه و اهل سنت است، در حوزه سیاست نیز به تبیین تفاوت‌ها می‌پردازد. برای مثال، طوسی مشروعیت خلافت ابوبکر را رد می‌کند و به امامت علی بن ابی‌طالب به عنوان اصل محوری سیاست مشروع تأکید می‌ورزد.

۳. الاقتصاد فی ما یتعلق بالاعتقاد

در این کتاب کلامی، طوسی به بحث امامت از منظر اعتقادی می‌پردازد و آن را اصلی ضروری برای دین و دنیا معرفی می‌کند. او بیان می‌دارد که بدون امام، هدایت جامعه ناقص خواهد بود.

مقایسه اندیشه سیاسی طوسی با دیگر متفکران شیعه

مقایسه با شیخ مفید

شیخ مفید، استاد طوسی، نخستین کسی بود که ولایت فقیه را در قالب نظریه طرح کرد. اما طوسی با نظام‌مند کردن این نظریه در فقه و گسترش دامنه اختیارات فقیه، آن را وارد مرحله‌ای جدید کرد.

مقایسه با علامه حلی

علامه حلی در قرن هفتم هجری، نظریه طوسی را توسعه داد و به آن صبغه کلامی و فلسفی بخشید. به عبارت دیگر، طوسی حلقه واسط میان شکل‌گیری و تثبیت نظریه فقاهت سیاسی در شیعه است.

نقش شیخ طوسی در نهادینه‌سازی مرجعیت

یکی از نوآوری‌های مهم شیخ طوسی، تأسیس حوزه علمیه نجف و تثبیت نهاد مرجعیت بود. با مهاجرت به نجف و تدریس در جوار حرم امام علی(ع)، او استقلال نهاد فقاهت از ساختار خلافت عباسی را تقویت کرد. به تدریج، مراجع تقلید به عنوان رهبران دینی و اجتماعی شیعیان شناخته شدند.

این پدیده، یعنی تبدیل فقاهت به نهاد اجتماعی و سیاسی مستقل، نقش بسزایی در ساختار سیاسی شیعه تا به امروز دارد.

رابطه دین و دولت در نگاه طوسی

در نظر شیخ طوسی، دین و دولت دو نهاد مجزا نیستند؛ بلکه دولت ابزاری برای اجرای شریعت است. با این حال، او در دوره غیبت از تأسیس دولت شیعی سخن نمی‌گوید، بلکه اولویت را به بسط نفوذ فقه و اخلاق در جامعه می‌دهد. این امر نشان‌دهنده نوعی عمل‌گرایی محافظه‌کارانه در اندیشه اوست.

نتیجه‌گیری: شیخ طوسی و میراث سیاسی او

اندیشه سیاسی شیخ طوسی را می‌توان نقطه عطفی در تاریخ فقه سیاسی شیعه دانست. او با تثبیت نظریه نیابت فقیه، زمینه‌ساز شکل‌گیری ساختار سیاسی شیعه در دوران غیبت شد. در عین حال، با تأسیس حوزه نجف، نهاد فقاهت را از سیاست روزمره جدا کرد و به آن استقلال بخشید.

به عبارت دقیق‌تر، طوسی به‌جای تلاش برای قبضه قدرت، بر مدیریت اجتماعی مبتنی بر فقه و اخلاق تمرکز داشت. همین رویکرد، فقه شیعه را از حاشیه به مرکز سیاست بازگرداند.

در نهایت، تأثیر اندیشه طوسی نه تنها در جهان شیعه، بلکه در نظام‌های سیاسی معاصر همچون جمهوری اسلامی ایران، مشهود است. نظریه ولایت فقیه در قرائت‌های بعدی، مدیون نهادسازی و استدلال‌های فقهی اوست.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here