مقدمه: طبری کیست و چرا اندیشه سیاسی او اهمیت دارد؟
محمد بن جریر طبری (۲۲۴–۳۱۰ق) یکی از بزرگترین چهرههای علمی و فکری تاریخ اسلام است که با نگارش کتابهایی چون تاریخ الرسل و الملوک و تفسیر جامعالبیان تأثیری ماندگار بر فهم مسلمانان از تاریخ و دین گذاشت. طبری نه فیلسوف سیاسی به معنای متداول آن بود و نه فقیهی که نظام سیاسی مدون ارائه دهد، اما آثارش مشحون از تفسیرهای عمیق درباره مفهوم خلافت، مشروعیت، عدالت، شورش، شریعت، و نقش مردم و نخبگان است.اهمیت اندیشه سیاسی طبری در آن است که او میان سه حوزه دین، تاریخ و سیاست پل میزند؛ نگاهی که هم به سنت وفادار است و هم به عقلانیت تاریخی.
طبری و منابع مشروعیت قدرت سیاسی
در اندیشه طبری، مشروعیت قدرت سیاسی در پیوندی وثیق با نهاد خلافت شکل میگیرد. او خلافت را استمرار رسالت پیامبر میداند، نه از حیث وحی بلکه از حیث تدبیر امت و اجرای شریعت. خلافت از نگاه طبری نهادی دینی-سیاسی است که مشروعیت آن بر چند پایه استوار است:
-
بیعت اهل حل و عقد: طبری، همچون بسیاری از اهل سنت، بیعت نخبگان را اساس انتقال مشروع قدرت میداند.
-
قرابت نسبی با پیامبر (در مواردی خاص): او تأکید دارد که قرابت میتواند عامل ترجیح باشد اما مشروعیتزا نیست.
-
عدالت و تدبیر حکیمانه: طبری بر آن است که خلیفه باید عادل و آگاه به شریعت باشد.
-
پذیرش عمومی و عدم شورش گسترده: نوعی عقلانیت واقعگرایانه در آثار طبری دیده میشود که حفظ نظم را بر ایدهآلگرایی مقدم میدارد.
طبری و نظریه خلافت: دفاع از سنت، پرهیز از تندروی
طبری در تاریخنگاری خود بهصراحت از چهار خلیفه نخست با عنوان “خلفای راشدین” یاد میکند و خلافت آنان را نمونهای از نظم سیاسی دینی میداند. اما درباره خلافت امویان و عباسیان موضعی تاریخی و درعینحال محافظهکارانه دارد.
او مشروعیت عباسیان را بهعنوان استمرار نظم اسلامی میپذیرد، ولی نقدهایی ضمنی بر فساد و انحرافات نیز وارد میکند. این نگاه نشان میدهد که طبری سنتگرا است اما مطلقگرا نیست.
سیاست و شریعت در نگاه طبری
طبری سیاست را در ذیل شریعت میفهمد. او بر این باور است که سیاست صحیح، سیاستی است که اجرای شریعت را ممکن میسازد. به همین دلیل، در تفسیر آیات مرتبط با حکومت، عدالت، مشورت و جهاد، همواره بر لزوم تبعیت حاکم از شریعت تأکید میکند.
او در تفسیر آیه «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ» (نساء: ۵۹) بیان میکند که اولیالامر کسانیاند که علم و عدل دارند و اطاعت از آنان مقید به اطاعت از خدا و رسول است، نه مطلق.
شورش و نافرمانی در اندیشه سیاسی طبری
یکی از نقاط محوری در فهم اندیشه سیاسی طبری، دیدگاه او درباره شورش علیه حاکم است. او در برابر جریانهای خوارجی و شیعی که بر جواز یا وجوب شورش تأکید داشتند، موضعی محتاط اتخاذ میکند.
طبری معتقد است که اگرچه حاکم ظالم باید نقد شود، اما شورش مسلحانه در اغلب موارد منجر به فتنه و فساد بیشتر میشود. در تاریخنگاری او، اغلب شورشها با شکست و تباهی همراه است، که حاوی نوعی پیام اخلاقی است: اصلاح درونساختاری بهتر از فروپاشی نظم است.
عقلانیت تاریخی و تحلیل قدرت
ویژگی بارز طبری عقلانیت تاریخی اوست. او وقایع سیاسی را نه صرفاً با ارجاع به نصوص دینی، بلکه با تحلیل علل و نتایج بررسی میکند. برای نمونه، درباره انتقال خلافت از علی به معاویه، طبری تنها به بعد فقهی نمیپردازد، بلکه نیروهای اجتماعی، قبیلهای و نظامی را نیز تحلیل میکند.
طبری درک روشنی از واقعگرایی سیاسی دارد، اما آن را با اخلاق اسلامی آمیخته است؛ این ترکیب یکی از وجوه ممتاز اندیشه سیاسی اوست.
نسبت طبری با عقل و اجماع
طبری، برخلاف برخی از فقیهان دوره خود، عقل را یکی از منابع مهم در استنباط احکام و تدبیر سیاسی میداند. در تفسیر و فقه خود از عقل بهره میبرد و در عرصه سیاست نیز اجماع عقلا و نخبگان را محترم میشمارد.
در اندیشه طبری، اجماع اهل حل و عقد نه تنها شرط مشروعیت اولیه حکومت است بلکه ابزار نظارت نیز هست. اگر حاکم بهکلی از عدالت و شریعت عدول کند، اجماع نخبگان میتواند ابزار تغییر مشروع باشد.
رابطه دین و دولت در جهانبینی طبری
طبری دولت را ادامه طبیعی دین میداند؛ نه از راه نظریههای غیبی یا امامت خاص، بلکه از طریق ضرورتهای اجتماعی و شرعی. در این نگاه، دولت برای اجرای احکام دین، حفظ نظم، و صیانت از امت لازم است.
او دین را زیربنای اخلاق سیاسی، و دولت را ابزار تحقق آن معرفی میکند. بنابراین، هیچگاه از تفکیک دین و سیاست سخن نمیگوید؛ اما سیاست را تابع دین میداند، نه برعکس.
مقایسه طبری با متفکران دیگر
در مقایسه با اندیشمندان پیش از خود مانند ابوحنیفه یا معاصرانش همچون جاحظ و کندی، طبری دیدگاهی میانهرو دارد. او برخلاف جاحظ اهل مجادله نیست، و برخلاف کندی، سیاست را به فلسفه نمیسپارد. بلکه سیاست را در خدمت دین، مردم و نظم اجتماعی میخواهد.
میراث سیاسی طبری و تأثیرات آن
اندیشه سیاسی طبری از چند جهت تأثیرگذار بود:
-
بر مورخان اهل سنت بعدی مانند ابن اثیر، ذهبی و ابن کثیر
-
بر فقیهان اهل سنت در قرون چهارم تا ششم هجری
-
بر نوع نگاه به مشروعیت حکومت عباسی
امروزه نیز آثار طبری برای تحلیل سیاست اسلامی سنتگرا، بسیار راهگشا هستند.
جمعبندی: عقلانیت، شریعت، و وفاداری به نظم
اندیشه سیاسی طبری را میتوان در سه محور خلاصه کرد:
-
وفاداری به نظم سنتی خلافت با اصلاحپذیری درونی
-
تبعیت سیاست از شریعت و اخلاق اسلامی
-
واقعگرایی سیاسی همراه با تحلیل عقلانی تاریخ
طبری نماینده جریانی از اندیشه اسلامی است که نه رادیکال است و نه منفعل، بلکه بهدنبال برقراری تعادل میان دین، قدرت و عقلانیت اجتماعی است.



