اخوانالصفا، جمعی ناشناس از اندیشمندان مسلمان در سده چهارم هجری، با نگارش مجموعه رسائل خود سهم مهمی در فلسفه اسلامی، سیاست، اخلاق و علوم طبیعی ایفا کردند. آثار آنان نشانگر تلاشی جدی برای ترکیب عقل، دین و تجربه در جهت ارتقای انسان و سامانبخشی به جامعه است. این مقاله به بررسی اندیشه سیاسی اخوانالصفا میپردازد؛ از معرفتشناسی و انسانشناسی تا انواع سیاست، دولت، اجتماع و نسبت دین و حکومت.
معرفی اخوانالصفا
اخوانالصفا گروهی از دانشوران بودند که در بصره و کوفه در قرن چهارم هجری قمری فعالیت میکردند. نویسندگان رسائل، به دلیل شرایط سیاسی و مذهبی آن دوران، نام خود را پنهان کردند و آثارشان را به شکل جمعی منتشر نمودند. رسائل اخوانالصفا، مجموعهای ۵۲ جلدی است که موضوعاتی چون ریاضیات، طبیعیات، منطق، اخلاق، سیاست و دین را پوشش میدهد.
نگاه فلسفی اخوانالصفا برگرفته از تلفیق میراث یونانی، اندیشه اسلامی، آموزههای نوافلاطونی و گنوسی است. آنان از یکسو با عقلگرایی افلاطونی در پی شناخت حقیقت بودند و از سوی دیگر، تعهدی دینی به آموزههای اسلام داشتند.
وضعیت اجتماعی و سیاسی عصر اخوانالصفا
اخوانالصفا در دورانی میزیستند که جهان اسلام با بحرانهای مذهبی، اجتماعی و سیاسی دست به گریبان بود. شکافهای فرقهای میان اهل سنت و شیعه، گسترش نفوذ حکومتهای محلی، ضعف خلافت عباسی و بحران مشروعیت سیاسی از ویژگیهای اصلی آن عصر بود.
در این بستر، فلسفه آنان نوعی تلاش برای احیای عقلانیت، اصلاح دینی و بازسازی نظم اجتماعی محسوب میشد. اخوانالصفا با نگاهی انتقادی به سیاست وقت، سعی داشتند الگویی از جامعه عقلانی و آرمانی را بر پایه پیوند دین، فلسفه و علم ارائه دهند.
معرفتشناسی در اندیشه اخوانالصفا
اخوانالصفا شناخت را به مراتب مختلف تقسیم میکردند: حسی، خیالی، عقلی و شهودی. از نگاه آنان، عقل ابزار اصلی شناخت حقیقت است، اما عقل باید در پرتو هدایت پیامبران و آموزههای دینی به کار گرفته شود.
آنان شناخت حقیقی را حاصل تطهیر نفس و اتحاد با عقل فعال میدانستند و از اینرو، کسب دانش صرفاً فرآیندی ذهنی نبود، بلکه امری اخلاقی و روحانی نیز تلقی میشد. در این چارچوب، حکمت سیاسی نیز بر شناخت ماهیت انسان و جامعه و نیاز به عدالت مبتنی است.
انسانشناسی اخوانالصفا
اخوانالصفا نگاهی پیچیده و سلسلهمراتبی به انسان داشتند. انسان، موجودی مرکب از جسم و روح است که در میانه مراتب هستی قرار دارد و ظرفیت ترقی تا مرتبه فرشتگان یا انحطاط به سطح حیوانات را دارد.
مراتب انسانها
از نظر آنان، انسانها دارای مراتب وجودی مختلفاند: از عوامی که در مرتبه حس و خیال زندگی میکنند، تا خواصی که به عقل و حکمت رسیدهاند. تعالی انسان وابسته به تربیت، آموزش و تهذیب نفس است.
گوناگونی اخلاق انسانها
اخلاق انسانها تابع آمیزهای از طبیعت، تربیت، محیط اجتماعی و اراده فردی است. اخوانالصفا بر اهمیت فضایل اخلاقی چون عدالت، صدق، عفاف و شجاعت تأکید دارند و آن را شرط سلامت فرد و جامعه میدانند.
چیستی و منشأ سیاست
از نگاه اخوانالصفا، سیاست بخشی از حکمت عملی و ابزاری برای تدبیر زندگی انسان در اجتماع است. سیاست، هنر اداره نفس، خانواده و جامعه است و ریشه در نیاز ذاتی انسان به زندگی جمعی دارد.
سیاست، ترکیبی از عقل، تجربه، اخلاق و دین است. حاکم خوب، کسی است که نهتنها توان مدیریتی دارد، بلکه فضایل اخلاقی و معرفت دینی را نیز در خود پرورانده است.
انواع سیاست در اندیشه اخوانالصفا
۱. سیاست نبوی
سیاست نبوی مبتنی بر وحی و هدایت پیامبران است. این نوع سیاست نه بر اساس قدرت، بلکه بر مبنای دعوت، اخلاق و اصلاح نفسها شکل میگیرد. هدف آن، هدایت بشر به سوی سعادت اخروی است.
۲. سیاست ملوکی
در سیاست ملوکی، اداره جامعه بر اساس قدرت پادشاهی، نظم ظاهری و تبعیت از حاکم صورت میگیرد. این نوع سیاست ممکن است از نظر شکلی موفق باشد، اما بدون شریعت و عقل، به فساد و ظلم میل میکند.
۳. سیاست عامه (کشور دارای توده)
سیاست عامه ناظر به ریاست بر جمع و تدبیر امور عمومی است و بیشترین نزدیکی را با معنای امروزین از «سیاست» دارد. از دیدگاه اخوانالصفا، علم ملک یا «علم المملکه» شامل علم شریعت، صناعت و حکومت است. سیاست عامه بخشی از این علم است که وظیفه ساماندهی قدرت، سازماندهی جامعه و اداره مملکت را دارد.
۴. سیاست خاصه (خانوادهداری)
سیاست خاصه مربوط به تدبیر امور خانه، خانواده، همسر و فرزندان است. در اینجا اخلاق، تربیت و معیشت در اولویت قرار دارد. این سیاست مقدمهای برای سیاست عامه به شمار میآید، چرا که جامعه متشکل از خانوادههاست.
۵. سیاست ذاتی (خودشناسی)
سیاست ذاتی، مهمترین نوع سیاست نزد اخوانالصفا است و به خودسازی و تهذیب نفس مربوط میشود. این سیاست به دو بخش:
- سیاست جسمانی (اداره جسم و امور مادی)
- سیاست روحانی (اداره روح، تربیت نفس، عقلانیت و اخلاق)
تقسیم میشود. انسان سیاستمدار، نخست باید بر خویشتن مسلط باشد.
ضرورت اجتماع
اخوانالصفا انسان را ذاتاً موجودی اجتماعی میدانستند که بدون همکاری و مشارکت نمیتواند بقا یابد. نیازهای مادی و روحانی، وابسته به تعامل با دیگران است.
بنابراین اجتماع برای تأمین معاش، آموزش، امنیت و تکامل اخلاقی انسان ضرورتی طبیعی و عقلانی دارد. عدالت، همزیستی و اخلاق پایههای جامعه سالم در نگاه آنان است.
انواع اجتماع
اخوانالصفا برای اجتماعات انسانی، سطوح مختلفی در نظر داشتند:
۱. مدینه
کوچکترین واحد سیاسی و اجتماعی که در آن روابط چهره به چهره و ساختارهای سادهتری وجود دارد.
۲. امت
واحدی دینی–فرهنگی که اعضای آن بر اساس دین و عقیده مشترک متحد شدهاند. امت در نگاه آنان، واسطهای میان جامعه محلی و ساختارهای کلان است.
۳. دولت جهانی
اخوانالصفا در رسائل خود از «مدینه فاضله» یا جامعه جهانی سخن میگویند که در آن همه انسانها بر اساس عقل و عدالت گرد هم میآیند. این دیدگاه ریشه در فلسفه افلاطونی و آرمانگرایی آنان دارد.
دولت: شکلگیری، انواع و تحول
از دیدگاه اخوانالصفا، دولت حاصل نیاز طبیعی انسانها به نظم و عدالت است. دولت مشروع باید اهدافی چون عدالت، اخلاق، توازن اقتصادی و ارتقای معرفت را دنبال کند.
انواع دولت
- دولت خیر: حاکم در آن عادل، عاقل و اخلاقمدار است.
- دولت شر: مبتنی بر ظلم، بیعدالتی و استبداد است.
تحول دولتها
دولتها در گذر زمان تغییر میکنند. سقوط دولتها غالباً ناشی از فساد اخلاقی، بیعدالتی و فاصله گرفتن از عقلانیت است. اخوانالصفا بر این باور بودند که دولتها نیازمند بازسازی دورهای مبتنی بر عقل و اخلاقاند.
عدالت سیاسی، ضامن بقاء دولت
اخوانالصفا عدالت را بنیاد اصلی پایداری حکومت میدانستند. بدون عدالت، جامعه دچار فروپاشی تدریجی میشود. عدل سیاسی، نهتنها در میان مردم، بلکه در ساختار حکومت نیز باید جاری باشد.
حکومت و دین در اندیشه سیاسی اخوانالصفا
خلافت، امامت و سلطنت
اخوانالصفا میان خلافت نبوی، امامت روحانی و سلطنت دنیوی تمایز قائل میشوند:
- خلافت تداوم رسالت پیامبران است.
- امامت نهاد رهبری دینی و اخلاقی پس از پیامبر است.
- سلطنت متولی امور اجرایی و حفظ نظم است.
پیوند دین و سیاست
از نظر آنان، «قوام دین و ملک در پیوند این دو است». دین بدون پشتیبانی حکومت به انزوا میرسد، و حکومت بدون اخلاق و دین، به استبداد میانجامد. بنابراین توازن میان این دو ضروری است.
شرایط خلفا و جانشینان پیامبران
خلیفه یا حاکم باید دارای سه ویژگی باشد: عقل، اخلاق و آگاهی دینی. صرف قدرت کافی نیست؛ حاکم باید تجسم فضیلت باشد.
نهادهای سیاسی و اجتماعی
اخوانالصفا نهادهایی چون شورا، عدالتخانه، قاضی و دیوان را برای تنظیم رابطه دولت و مردم ضروری میدانستند. مشارکت عقلانی مردم، یکی از ارکان حکومت عادلانه نزد آنان بود.
راهبرد تداوم حکومت
راز بقای حکومت در نزد اخوانالصفا، در تعادل میان عقل و شرع، عدل و قدرت، و اصلاح مداوم ساختارها نهفته است. حاکمان باید از خود آغاز کنند؛ با تهذیب نفس و اصلاح خویشتن.
نتیجهگیری
اندیشه سیاسی اخوانالصفا تلاشی جامع برای تبیین سیاستی مبتنی بر عقل، دین و اخلاق است. از خودشناسی تا دولت جهانی، از عدالت فردی تا نظم اجتماعی، آنان بنیانی برای تأمل در سیاست اسلامی عرضه کردهاند که همچنان الهامبخش پژوهشهای معاصر است. در زمانهای که سیاست از اخلاق و دین گسسته است، بازخوانی اندیشه آنان فرصتی برای احیای سیاست عقلانی و عدالتمحور است.
منبع اقتباسی:
علیخانی، علی اکبر. فریدونی، علی. (1390) اندیشه سیاسی متفکران مسلمان. جلد اول. انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی



